هامش
مرد گفت : « بىاختيار گوشم مىشنود . »
حضرت صادق عليه السلام فرمود : « آيا اين سخن خداى صاحب عزت وجلال را شنيدهاى كه : « همانا گوش وچشم ودل - تمام اينها - در برابر أو ( خداى متعال ) مسؤولند ؟ »
گفت : « آرى . »
فرمود : « از خدا آمرزش طلب وغسل نما و ( بعد از آن ) هر مقدار مىخواهى نماز گزار ؛ زيرا تو امرى عظيم مرتكب شدى كه اگر بر اين حال بميرى ، بدا به حالت ! پس از خدا از هر آنچه ناخوشايند اوست درخواست توبه كن ، كه أو جز چيز زشت را كراهت نمىدارد وزشت را براي اهلش واگذار كه هر چيز را أهلي باشد . »
از اينجاست كه شيعه به حرمت غنا معتقد بوده وعلماى آنان در كتب خود ، از قبيل « جواهر » و « حدائق » و « مسند » ، آن را از ضروريات مذهب برشمردهاند .
اما در ميان فقهاى تسنّن ، آلوسى به روايات فراوانى كه در اينباره نقل شده ، تصريح كرده وگفتههاى بسيارى از علماى أهل سنّت - واز جمله أبو حنيفة - را دال بر حرمت مطلق غنا آورده است . همچنان كه قول به حرام بودن آن در جميع أديان را نيز متعرض شده است . وى از أبو حنيفة نيز حكم به حرمت غنا را نقل كرده است . از قول صاحب ذخيرة آورده است كه برخى از پيروان حنبل نيز بر اين عقيدهاند .
شيخ الاسلام مرغينانى حنفي گويد : « رسول خدا صلى الله عليه وآله از دو صوت نهى فرمود : بلند نمودن صدا براي مرثيهء ميت ( كه ظاهراً در جاهليت رسم بوده ) وصوت غنا وآوازهخوانى كنيزكان مغنّيه ، وپيامبر شهادت زن آوازه خوان را نمىپذيرفت . »
كاشاني حنفي اظهار مىدارد : « مجرّد غنا واستماع آن معصيت است . از غنا نهى به عمل آمده ؛ زيرا عملي لهو است . شرط نمودن آن در معامله ( آن را بهاى جنس قرار دادن ) نيز معامله را باطل مىسازد . »
ابن تيمية از ابن منذر نقل مىكند كه أو اتفاق نظر علماى أهل سنّت را بر حرمت مطلق غنا متعرض شده واجاره نمودن زن آوازهخوان را باطل شمرده است .
ابن مفلح حنبلي اظهار مىدارد : « جماعتى غنا را حرام دانسته وقاضى عياض اجماع علما را بر كفر حلال شمرندهء آن ( در كتاب خود ) وارد ساخته است . »
ابن قدامه حنبلي اظهار مىدارد : « برخى از فقهاى حنابله به حرمت آن معتقد بوده واحمد حنبل ( پيشواى آنان ) گفته است كه آن مورث نفاق مىباشد . »
شيخ احمد رملى حرمت مطلق آن را اختيار نموده ، سهروردى از پيشوايان چهارگانهء أهل سنت نقل كرده است كه غنا را حرام دانستهاند ومالك آن را مكروه شمرده است .
از اينجاست كه شريعت مقدس اسلام بر پيروان خود دورى از اين صفت مبغوض الهى را لازم شمرده
و