هامش
قرآن كريم
در قرآن كريم سه آية - بنا به تفسير روايات - در ذم وحرمت غنا وارد شده است :
« از سخن باطل بپرهيزيد . »
« واز مردم ، كساني سخنان بيهوده مىخرند تا ديگران را ناآگاهانه از راه خدا گمراه سازند وآن سخنان را مايهء تمسخر ( دين وقرآن ) قرار مىدهند . اينان ، عذابي دردناك در انتظارشان است . »
« و ( بندگان خداى بخشنده ) آنانند كه در جايى كه سخن به باطل رود ، حضور نيابند وهرگاه به عمل لغوى برخورد كنند ، بزرگوارانه از آن درگذرند . »
تفاسير شيعه اتفاق نظر دارند كه به فرمودهء امام صادق عليه السلام ، « لهو الحديث » و « زور » همان غنا مىباشد . همچنان كه مفسران أهل سنّت نيز بر اين عقيدهاند . از جمله آلوسى در « تفسير روح المعاني » ، ج 19 ، ص 51 ، ابن كثير در « أسباب النزول » ، ج 3 ص 328 ، « خازن » در تفسير خويش ج 5 ص 91 ، وواحدى در أسباب النزول ص 260 بيان داشته اند كه مراد از « لهو الحديث » و « زور » غنا مىباشد . آلوسى در اينباره گويد : « لهو الحديث ، مذمت وبدگويى از غنا به صداى بلند است . »
حديث
صاحب « مفتاح الكرامة » در فصل مربوط به مكاسب محرّمه به هنگام ذكر حرمت غنا گويد : بيست وپنج روايت صحيح در اينباره نقل شده است . صاحب جواهر مدعى تواتر روايات رسيده از حضرات امام سجاد وباقر وصادق عليهم السلام در باب حرمت غنا مىباشد . اين أحاديث دال بر حرمت غنا بهطور مطلق هستند ؛ هرچند كه همراه با عمل حرامى نباشد . اين روايات بيانگر آنند كه : غنا لانهء نفاق است ، غنا از گناهان كبيره مىباشد ، خانهاى كه در آن غنا سروده شود ، أيمن از مصيبت وبلا نيست ، دعا در آن خانه به أجابت نمىرسد وملائكة داخل آن نمىگردند ؛ خداوند به جمع حاضر در مجلس غنا نظر رحمت نمىافكند ، حيا را از غنا پرداز سلب مىكند ؛ به حدى كه غيرت ناموسى خود را از دست مىدهد واز دوستى همسر خود با مردان بيگانه باكى ندارد ، مستمع غنا شريك گناه سرايندهء غناست ، زنان غنياگر مورد لعن خداوند هستند وكسب غنا حرام است .
به اين مضامين ، أحاديث أهل سنت نيز در متون حديثي آنان وارد شده است كه از آن جملهاند : « مسند أحمد » ، ج 5 ، ص 264 و 268 و « كنز العمال » ، ج 7 ، ص 337 .
شيخ كلينى در « فروع كافى » ، باب الغنا اين حديث را آورده است كه : مردى به امام صادق عليه السلام عرضه داشت : « در أطراف من همسايگانى هستند كه كنيزانى آوازهخوان ومطرب دارند ، وبسا كه من چون براي تخلّى مىروم براي شنيدن صداى آنها جلوسم را طول مىدهم . »
امام فرمود : « چنين مكن . »