تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
هامش
روايت يد طولائى دارند . يا دست كم افراد مجهول‌الهويه‌اى هستند كه به سخنشان اعتمادي نمىرود . افترايى ديگر أبو الفرج از مجلس صورين ، به روايت مصعب زبيرى - كه كينه‌اش با خاندان رسالت را شناختيم وبا دروغ پردازىهايش آشنا گشتيم - نقل مىكند كه : زنانى گرد هم آمدند واز عمر بن ابىربيعه ياد نمودند . از اشعار وطبع لطيف أو سخن گفتند وتشنهء ديدار أو گشتند وتمناى زيارتش كردند . در آن ميان سكينه گفت : « من اورا به نزدتان مىآورم . » سپس فرستاده‌اى نزد وى فرستاد واورا در جمع خود طلبيد . عمر بن ابىربيعه بار سفر به سوى آنان بست ودر مجلسشان حضور يافت . چون سحرگاه فرا رسيد وخواست بازگردد ، گفت : « به خدا قسم من سخت آرزومند زيارة قبر پيامبر صلى الله عليه وآله ونماز در مسجد النبي هستم . اما نمىخواهم اين ديدار شما را با كار ديگرى درآميزم . » ( لذا بدون زيارة مرقد رسول اللَّه از مدينه حركت كرد ) وسپس به سوى مكة به راه افتاد ودر اين باره سرود : المم بزينب أنّ البين قد أفدا . . . اين نص كلام صاحب اغانى است . اما كساني كه درصدد پيرايه بستن به خاندان امامت مىباشند ، سكينهء ياد شده را بدون هيچ قرينه‌اى دختر سيدالشهدا سلام‌اللَّه عليه معرفى مىنمايند . درصورتى كه با عدم تعرض به اين نسبت در كلام أبو الفرج ، چگونه مىتوان چنين حكم كرد ؟ بسا كه أو سكينه دختر خالد بن مصعب بن زبير باشد كه در اغانى اجتماع أو با عمر بن ابىربيعه در مجلس غنا وآهنگ ذكر شده است ويا سكينه دختر مصعب كه مادرش فاطمة بنت عبداللَّه بن سائب بوده است . از طرف ديگر ، مطلع اين شعر به اسم زينب وارد شده است ( كه دال بر كارگردانى آن مجلس توسط أو مىباشد ) ؛ كما اين كه در ديوان ابن أبي ربيعه اين مطلع به اسم عايشه ، دختر طلحهء مخزومى ، با كنيهء أم طلحه - خواهرزادهء عايشه همسر پيامبر صلى الله عليه وآله - وارد شده است . مطلع قصيدة در صفحهء 140 ديوان چنين است : يا امّ طلحة إنّ البين قد أفدا . . . در اين ابيات همان‌گونه كه ملاحظه مىشود ، نامى از سكينه نيست ؛ كما اين كه در روايت اغانى نيز - به فرض صحت آن - نسبتش با امام حسين عليه السلام بيان نشده است . به هر حال ، به مصداق « هر گردى گردو نيست » ، هر جا هم كه در اغانى سكينه يا سكين ( مخفف آن ) آمده ، مقصود بانو سكينه نمىباشد . از همين باب مىباشد اين شعر ديگر عمر بن أبى ربيعه كه أبو علي قالى آن را به اين بانوى مطهر منسوب مىدارد :إنّ طَيْفَ الخِيالِ حينَ ألمّا * هاجَ لي ذِكرُهُ وأحدَثَ هَمّا جَدّدِ الوَصْل يا سَكينَ وَجُودي * لِمُحِبٍّ رَحيلُهُ قَدْ أحَمّا
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 475 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية