هامش
أبو الفرج در عين آن كه در بيت مزبور نام سكينه را آورده است ، در جاى ديگر آن را دربارهء سعدى دختر عبد الرحمان بن عوف مىداند كه عمر بن أبي ربيعه برايش سروده است . ماجرا چنين بود كه شاعر مزبور با دختر عبد الرحمان در أيام حج ديدار كرد وبعد از گفتوگويى كوتاه ، اين اشعار را براي وى خواند :
قالَتْ سُعيدةُ والدُّموعُ . . .
كما اين كه اين ابيات را جاحظ دربارهء دختر عبد الملك مروان دانسته است وشاعر ياد شده آن را در أيام حج سروده است . جاحظ ، چهار بيت قبل از اين اشعار وهفت بيت ديگر بعد از آنها آورده است .
علامهء شنقيطى در شرح « امالى زجاجى » ( ص 104 از چاپ دوم كتاب در چاپخانهء محموديهء مصر سال 1354 ه . ق ) روايت اغانى را دربارهء سعدى بر روايت أو دربارهء سكينه دختر امام حسين عليهما السلام برتر دانسته واظهار داشته است كه آن صحيح بوده وآوازهخوانان سكينه را جاى سعيده ودر بيت ديگر سكين را به جاى سعيد ( كه همان مخفف سكينه وسعيده است ) نهادهاند .
حصرى صاحب زهر الآداب متوفى 453 ه نيز روايت شعر را دربارهء بانو سكينه مردود دانسته است وگويد : « كسى كه اين شعر را دربارهء سكينه دخت امام حسين عليه السلام نقل نمايد ، سخنى به دروغ گفته است . »
صرفنظر از اين كلماتِ اهلادب وتاريخ دربارهء كذب ادعاى صاحب اغانى وهمقطارانش ، متذكر مىشويم كه كلمهء سكينه در روايت زجاج وسكين ( مخفف سكينه ) در روايت أبو علي قالى در « امالى » ، دلالت بر سكينه دخت امام حسين عليه السلام ندارد ؛ بلكه فرد منظور در شعر ابن أبي ربيعه ، سكينهء زبيرى مىباشد . شاهد بر اين مدعا سخن صاحب اغانى است كه مىگويد : سكينه دختر خالد بن مصعب بن زبير با عمر بن ابىربيعه ودخترش « أمة المجيد » زوجهء محمد بن مصعب بن زبير جمع مىگشتند ودو كنيزك به نام بغوم وأسماء بر ايشان آواز مىخواندند .
اين سكينه با بكير بن عثمان بن عفان ازدواج نمود كه دختر آنان به نام أم عثمان را عبداللَّه عرجى به همسرى گرفت . ابن كثير گويد : « سكينه دختر مصعب بن زبير است كه مادرش فاطمه دختر عبداللَّه بن سائب مىباشد . »
حال كه ديديم چگونه اين سكينهء زبيريان با عمر بن ربيعه مجلس بزمى آراسته است كه كنيزكان برايشان تغنى كنند وترانه سرايند ، به احتمال زياد مىتواند چنين باشد كه خاندان زبير وسخنپردازان پيرو ايشان مىكوشيدهاند اين ننگ وخوارى را از دختر خود بزدايند وآن را متوجه فردى همنام أو سازند ؛ بخصوص آن كه كينهء ديرينهشان با أهل بيت عليهم السلام در سينههايشان موج مىزند .
خواننده توجه دارد كه روايات اغانى در اين باب به نقل از زبيربن بكار ، مصعب زبيرى ، هيثمبن عدى كوفي - كه به تصريح علماى رجال كذاب است - صالح بن حسان ، اشعب طامع وديگرانى مىباشد كه در جعل