تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
كردن اخبار اصلى از الحاقى ممكن نيست « 1 » وبه اين سبب همه انتقادات را نمىتوان متوجّه مؤلف اصلى كتاب نمود . در مورد وجود اخبار وكلمات دور از أدب نيز أبو الفرج در مقدمهء كتاب از نقل آنها اظهار تأسف كرده وبايد دانست كه اين كتاب آئينه راست نماى جامعهء عرب در قرون اوّليهء هجرى است . اگر مؤلف آن در شرح مفاسد اجتماعي عصر خويش وذكر مثالب ( ننگ‌ها ورسوايىها ) خلفا ونقل عين كلمات ايشان كوتاهى مىكرد أو هم در رديف سازش‌كاران ومصلحت گرايان درمىآمد وبه تاريخ خيانت كرده بود . « 2 » بنابر اين آنچه در اين جلد موسوعهء تاريخ الإمام الحسين عليه السلام از كتب أدب والأغانى راجع به « سكينه بنت الحسين عليهما السلام » نقل شده است از ساحت مقدّس خاندان رسالت عليهم السلام عذرخواهى مىشود ؛ زيرا در طي پژوهش وتحقيق با اخبارى روبرو شديم كه به لحاظ معنى ومحتوى با دأب وسيرهء خاندان رسالت عليهم السلام مغايرت دارد ودر لابلاى عبارات وجملات آن عبارت سكينه بنت الحسين عليهما السلام گنجانده شده است ومدعى اين است كه بانوان حريم رسالت چون ديگر زنان قريش از آل أمية وطلحه وزبير ومروان در مجالس شب نشينى با شعرا ومغنيان فاسقى چون عمر بن أبي ربيعه وابن سريج واشعب واحوص وجرير ونصيب و . . . مراوده وارتباط داشته اند . پس ناگزير اين اخبار را مورد نقد وبررسى قرار داديم واز لابلاى آنها به نتايج ونشانه‌هايى دست يافتيم كه ثابت مىكند ، اين اخبار مربوط به « بنت الحسين عليهما السلام » نيست انتساب اين گونه اخبار به آن حضرت عليها السلام ناشى از غرض ورزى راويان اخبار است كه اوّلًا آنها نزد أصحاب رواة عامه قابل اعتماد نيستند وثانيا حقد وكينه وعداوت وحيلهء راويانى چون إسحاق موصلى ومصعب زبيرى وزبير بكار وشعبى نسبت به خاندان
هامش
( 1 ) - [ با توجه به اين موضوع آنچه راجع به اخبار سكينه بنت الحسين عليهما السلام در « الأغانى » آمده است‌مصون از دستخوش توده هاى عرب وقصه پردازان نمىباشد ] ( 2 ) - [ تلخيص از مقدمه برگزيدهء الأغانى تأليف دكتر محمدحسين مشايخ مزيدنى ]