نويسنده مىگويد :
وجود غزلهاى آهنگين در قصايد عرب بيش از اسلام وقصهء دختران رامشگر واخبار مطربان مكّه وطايف كه در ميدانهاى جنگ نيز حضور داشتند وشرح رقصها ومتن سرودههايى كه در مراسم حج وطواف كعبه وزيارة ساير بتكدهها اجرا مىشد ، شاهد توجّه واهتمام عرب به نوازندگى طربانگيز در عهد جاهليت است . از نيمهء دوم قرن اوّل هجرى كه قسمتهاى عمدهء إيران وشام ومصر وسند وهند وآسياى مركزى وشمال وغرب آفريقا وقسمتى از اروپا به دست اعراب فتح شد ، وغنايم بىحساب وبرده بي شمار در مدينه ومكّه ودمشق جمع آمد ، حكام عرب به يك باره از زندگى در صحرا وزير چادر وبين شتران ، به قصرهاى مجلل وناز ونعمت اشرافى ودستگاههاى شاهان رسيدند وبه فكر تقليد از شاهان وحكام ساير بلاد افتادند .
انباشتن حرمسراها با بردگان زيبا رو وبرگزارى مجالس عيش وعشرت رواج يافت ، وشعر وشراب وموسيقى شور افزاى بزم خلفاى خوش گذران أموي ومروانى وعباسى وأعيان ورجال واشراف عرب بود .
شاعران وخوانندگان ونوازندگان وترانه سرايان از دور ونزديك به پايتخت ( دمشق وبغداد ) دعوت مىشدند ، دسته اى هم به دلقكى مشغول بودند وبا قصه هاى مضحك ولودگى جاى خود را در بزم ها بازكرده ، چه بسا كه نكته هاى ظريف را در لباس طنز به گوش صاحب قدرتان مىرساندند . اين دسته كه أداها وصفات گاهى هم آرايش ولباس زنانه داشتند ، معروف به مخنّث « 1 » بودند وغالباً از شعر وموسيقى نيز بهره گانى داشتند . وبعضي از مغنيان چون إبراهيم موصلى وفرزندش إسحاق افراد متنفذى در دربار خلافت شدند .
صيت وآوازهء عطا بخشي وطرب دوستى خلفا وقصايدى كه در مدح ايشان سروده
هامش
( 1 ) - [ مردان زن صفت كه رفتار وحركات زنانه داشتند كه در رأس آنها طويس بود كه به خاطر بىاعتنايى به وظايف شرعي تحت تعقيب أمير مدينه قرار گرفت واز آنجا گريخت ]