هامش
أم كلثوم با سر مبارك حضرت أبى الفضل سلام اللَّه عليه چه منوال خواهد داشت . چنان كه از كتاب نور العين مسطور است كه حضرت أم كلثوم سر مبارك على أصغر را از جناب سكينه خاتون بگرفت وبر سينه نهاد وچنان بگريستند كه فريشتگان آسمان وجنبندگان زمين از گريهء ايشان به گريه شدند . آنگاه آن حضرت در ندبه وزارى اين شعر بخواند : « يا لهف قلبي على الصّغير الظّامي » ؛ چنان كه از اين پيش مرقوم شد .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 464
يزيد فرمان كرد تا در بيرون عمارات سلطنتى در دارالحجاره ، مقامي مناسب ومكاني وسيع خالى كردند ودر كوى وبرزن دمشق منادى كردند ورخصت دادند كه هر كس بخواهد ، به مراسم عزادارى بپردازد . جمعى كثير به ناله ونفير درآمدند وتمامت زنان قرشية وهاشميه جامه بپوشيدند وگريبان چاك ساختند وموى پريشان كردند وبر سر وبر روى بزدند وأشك بباريدند وحضرت امام زينالعابدين به مجلس سوگ درآمد . جناب زينب خاتون دست مباركش را بگرفت وبر فراز مسند حضرت سيدالشهدا عليه السلام بنشاند وآشوب محشر برخاست وسوگواران از ديدار اين حال بانگ زارى به عرش بارى رساندند وبا حضرت زينب خاتون طي مقالات كردند .
در آن ميان ، يكى از آنان از كيفيت حالات سيدالشهدا بپرسيد . جناب امكلثوم اين ابيات را در ماتم آن حضرت انشاد فرمود : « ماتت رجالي وأفنى الدّهر ساداتي . » چنان كه از اين پيش مرقوم افتاد ، وناله وفغان زنان شام از آسمان بر گذشت ، جناب زينب خاتون رو به زنان شام كرد وفرمود : « اى أهل عزا ! نگاه كنيد وبنگريد وبدانيد كه اين حالت سرها وكيفيت اين شور ونوا ، نمونهاى از سرگذشت گذشتههاى ماست . نيك بنگريد كه اين مردم جافى 1 وشقى با آل على چگونه معامله كردند وبا اهلبيت مصطفى چه بهپا آوردند .
اى زنان شام ! شما اين حالت وكيفيت را ملاحظت كنيد . اما از هنگامهء كربلا ورستخيز يوم عاشورا وحالت عطش أطفال وشهادت شهدا وبرادرم سيدالشهدا وحالات قتلگاه بىخبر هستيد كه از ستم كوفيان بىوفا وپسر زياد بىحيا وصدمت طي راه بر اين زنان داغدار ويتيمان دلفكار وحضرت حجت خدا جناب سيد سجاد چه بگذشت . »
از مشاهدهء اين حال واستماع اين مقال ، جملگى به ولوله وولوال درآمدند وآن مخدره ، سر مبارك أنور برادر را بر سينه خويش برگرفتى وببوسيدى وببوييدى وبه جانب بقيع روى آوردى وبه زبانى وحالي به مادرش خطاب كرد كه جمله آفريدگان را به خروش افكند . آنگاه رو به برادر كرد ولب بر لب مباركش بسود وكلمات جانگداز بفرمود . پس از آن ، جناب سكينه خاتون را بگرفت وكلمات جانسوز براند .
1 . جافى : سنگدل وجفاپيشه .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 466 - 467
ودر مقتل كبير از أبى مخنف مذكور است كه : چون أيام سوگوارى پايان گرفت ، يزيد ، أهل بيت را بخواند ومسير را بر ايشان عرضه داشت . ايشان أجابت فرمودند . يزيد اشتران فرآهم كرد واز تمامت ثياب فاخره