هامش
از يزيد . چه گاهى كه سر پدرم را در نزد أو نهاده بودند وأهل بيت پيغمبر زارزار مىناليدند وبه هاىهاى مىگريستند ، اورا به هيچگونه مكروهى به خاطر درنمىرفت وبا چوب خيزران دندانهاى مبارك حسين را مىزد واين اشعار را قرائت مىكرد . » 3
مكشوف باد كه محدثان اخبار ومورخان آثار ، مانند فاضل مجلسي وصاحب عوالم ومؤلف لهوف وأبى مخنف صاحب روضة الأحباب وابن أبي الحديد وطريحى ومسعودى وصاحب إعلام الورى واعثم كوفي وخوارزمي وطبري وواقدى ويافعى وابنشهرآشوب ومؤلف الفصول المهمة وجرايح وصواعق وابنجوزى وصاحب جلاء عبداللَّه بن محمدرضا الحسيني شاد ، وصاحب كشف الغمة ومغازى ومؤلفين كتب عربيه وفارسيه كه نگارش نام ايشان موجب اطناب وتطويل بلا طايل 4 گردد ، هيچ يك در اين اشعار كه يزيد قرائت كرد ، به تصريح باز ننمودهاند كه كدام يك را از ابنزبعرى انشاد كرد وكدام يك را خويشتن أنشأ كرد . جماعتى همگان را از يزيد دانستهاند وبعضي برخى را نسبت به ابنزبعرى كردهاند ، چه اشعار ابنزبعرى را نشنيده وندانستهاند .
1 . خلاصهء اشعار : بنىهاشم خلافت را بازيچه قرار دادند ، زيرا نه خبري از جانب خدا آمده ونه وحيى نازل شده بود . از على خونخواهى كرديم وسوار دلاور چون شير را كشتيم . وجنگ بَدْر را تلافى كرديم . اى كاش پدرانم كه در جنگ بدر بودند ، امروز مىبودند وشاد مىگشتند ومىگفتند : اى يزيد ! دستت درد نكند . پدرم مرا اينگونه سفارش كرد ومن هم امتثال كردم .
2 . صبر كرديم وصبر خوى ما است . شمشيرهاى ما سر ودست مىبرد ، سرهاى مردانى را مىشكافتيم واز ما پاكتر وصبورتر بودند .
3 . [ تا اينجا كتاب رياحين الريعه از ناسخ التواريخ نقل كرده است ] .
4 . لا طايل : بىفايده .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 3 / 136 - 138 / از أو : محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 278
پس از آن ، أهل بيت را از مجلس يزيد بيرون بردند وبه خانههاى يزيد درآوردند . از اين وقت هيچ زنى از آل يزيد نماند جز اين كه نزد ايشان بيامد وسوگوارى برپا كرد واز آنچه از أهل بيت مأخوذ شده بود ، بپرسيد ودوچندان به ايشان تقديم كرد . اين است كه سكينه عليها السلام مىفرمايد : « ما رأيت كافراً باللَّه خيراً . » ومىگويد : بعد از آن ، يزيد ملعون علىبن الحسين عليهما السلام را مغلولًا به مجلس خود درآورد وبعد از مكالماتى كه در ميانه برفت ، فرمان كرد تا آن حضرت واهلبيت را در سراى مخصوص درآوردند وبىحضور آن حضرت تغدّى وتعشّى نمىنمود .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليه السلام ، 2 / 378
وبه روايتي ، جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها از يزيد بخواست تا رؤوس شهدا را به مجلس سوگوارى بفرستد . آن ملعون بفرستاد ومعلوم است كه اگر اين خبر به صدق باشد ، حالت آن مخدره با سر مبارك امام حسين عليه السلام وديگر شهدا چه خواهد بود وسوگوارى سوگواران چه مايه خواهد يافت وحالت جناب