تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
هامش
برخاست وسنگى به دست كرده بر آن سر همايون افكند ؛ چنان كه به ثناياى مباركش آمد . چون اين بديدم ، از آن ملعونه دست برداشتم وگفتم : « اللّهمّ ! أهلِكها وأهلِكهُنَّ معها بحقّ محمّدٍ وآله صلّى اللَّه عليه وآله أجمعين . » هنوز اين كلام را تمام نياورده بودم كه آن دريچه فرود آمد وآن ملعونه وآنان كه با وى بودند ، به زير سنگ وخاك هلاك شدند . 1 . غزارت : كثرت ، بسيارى . مياه : آب‌ها . 2 . خضارت : خرّمى . 3 . آسمانه : سقف . 4 . پارچه‌هاى ابريشمى طلاباف . 5 . ملفوف : پيچيده . 6 . مغنيه : زن آوازه‌خوان . طبول : جمع طبل . 7 . اقصا : دورترين . 8 . خسف : فرو بردن زمين . ( 9 - 9 ) [ اين مطلب را رياحين الشريعة ، 3 / 277 - 278 از ناسخ التواريخ نقل كرده است ] . 10 . درخور : لايق ، مناسب . 11 . كوشك ( به سكون شين ) : قصر ، بناى بلند . 12 . محدوبةالظهر : پشت خميده . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 3 / 119 - 121 وبسيار كس از مردم شام شنيدند كه آن سر مبارك كرة بعد كرة 1 همى گفت : « لا حول ولا قوّة إلّاباللَّه . » ناگاه بانگ هاتفى برخاست واين اشعار قرائت كرد : [ سپس ابيات را ذكر مىكند كه ما آنها را در مدينه المعاجز ذكر كرديم ] . 2 از طريق خيزران درآمدند . سرهاى شهدا را از پيش روى حمل دادند واهل‌بيت را از دنبال ، در محمل‌هاى بىپوشش وشترهاى بىوطا برنشانده ، طي طريق كردند . مردى گفت : « چه نيكو اسيرانى كه ايشانند تا از كدام شهر وكدام بلدند ؟ » سكينه فرمود : « نحنُ سبايا آل محمّد . » 2 منهال بن عمرو مىگويد : « سوگند به خداى ، گاهى كه سر حسين را به دمشق درآوردند ، مردى از پيش روى قرائت سورهء كهف مىكرد . چون به اين آيهء مباركه رسيد : « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقيمِ كانُوا مِن آياتِنا عَجَباً » 3 ، آن سر مبارك به لساني طلق 4 وبيانى فصيح فرمود : « أعجبُ من أصحابِ الكهفِ قتلي وحملي ؛ عجيب‌تر از أصحاب كهف ، كشتن من وحمل دادن سر من است . »