تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
هامش
افتاد كه از شدت عطش وسختى محنت جانش از تن خواهد بيرون شتابد . پس به زنان شام روى كرد وفرمود : « كسى باشد از شما كه اين يتيم را سيراب كند ؟ « قد أشرفت على الهلاك عطشاً ؛ از شدت تشنگى مشرف به هلاكت شده است ! » در اين حال زنى با جامى پر آب بيامد وگفت : « اين آب را به اين طفل برسان ، شايد خداى تعالى أولاد مرا يتيم وأسير وغريب نگذارد . » چون حضرت سكينه خاتون اين بديد وشنيد ، از روزگاران بر گذشته به خاطر آورد وچنان فرياد وناله بركشيد كه نزديك بود زمين وزمان ديگرگون گردد . پس جناب زينب خاتون به تسليت آن حضرت زبان برگشود . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 364 - 365 سيد بن طاوس حديث مىكند كه : چون اهل‌بيت رسول خداى را در همهء أمصار وبلدان بتاختند وسر سيدالشهدا عليه السلام را مطمح انظار 1 ساختند ، گاهى كه نزديك با دمشق شدند ، ام‌كلثوم عليها السلام شمربن ذي الجوشن را طلب كرد وفرمود : « مرا با تو حاجتي است . » گفت : « حاجت چيست ؟ » فرمود : « اينك شهر دمشق است . ما را از دروازه‌اى داخل كن كه مردمان كمتر انجمن باشند وچند كه ممكن باشد ، كمتر نگران ما شوند وسرهاى شهدا را از براي اشتغال تماشائيان از پيش روى ما برافرازيد تا مردمان به نگريستن ما نپردازند . » شمر كه خميرمايهء شرارت بود وجبلتش 2 منشور شقاوت داشت ، چون تمناى اورا بدانست ، يكباره بر خلاف مراد أو ميان بست . پس فرمان داد تا سرهاى شهيدان را در خلال 3 محمل نسوان بازدارند وايشان را از دروازهء ساعات كه انجمن رعيت ورعات 4 است ، درآورند تا مردمان از نظارهء ايشان سير وسيراب شوند . آن راه نيز تا دارالامارهء يزيد ابعد طرق 5 بود . لاجرم اهل‌بيت را بدين صفت كوچ دادند تا در باب مسجد جامع كه جاى بازداشت أسيران است ، بازداشتند . 1 . مورد ديدارها . 2 . جبلت : غريزه ، فطرت . 3 . خلال ( به كسر خا ) : بين ، ميان . 4 . رعات ( به ضم را ) : جمع راعى ، شبان . 5 . ابعد طرق : دورترين راه‌ها . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 3 / 117 - 118 صاحب مناقب به اسناد خويش از سهل بن سعد ساعدى حديث مىكند كه گفت : « به حاجتي سفر بيت المقدس كردم واز آن‌جا به شهر شام درآمدم . شهري ديدم با غزارت مياه 1 وخضارت گياه 2 وأشجار درهم‌رفته وبساتين پذيرفته . كوى وبازار را آسمانه 3 وجدار به ديباهاى زرتار 4 وپردهاى زرنگار محفوف