طبق دستور والى ، أبو بكر بن عبداللَّه بن أبي جهم ومحمد بن معقل بن سنان أشجعى نيز حضور داشتند . مكالماتى بين افراد مذكور انجام شد از جمله اينكه ابن حزم به زوجهء مذكوره با عنوان ( يا ابنة الحسين ) گفت : « لو كنت رجلًا لسطوتُ بكِ » اگر تو مرد بودى بر تو چيره مىشدم ، وسكينه پاسخ داد : يا ابن فرتنى ، يعنى ابن أمة البغي ، يعنى : اى فرزند كنيز أهل بغى مرا تهديد مىكنى وبعد همديگر را دشنام دادند . ابن أبي جهم به اين وضع اعتراض كرد ، سكينه سر أو داد زد ورجال قريش « 1 » را فراخواند كه اين عبد يهودي يعنى ابن أبي جهم مرا دشنام داده است واگر أصحاب حرّه زنده بودند اورا مىكشتند وأو هم سكينه را دشنام داد تا اينكه زيد را حاضر كردند وبه زوجهء مذكوره گفتند براي ادعايت شاهد بياور وگر نه زيد بايد قسم بخورد . وزوجه به زيد گفت : از اين به بعد هرگز مرا نخواهى ديد ! تا اينكه پنج نفرى به نزد عمر بن عبد العزيز رفتند وبه أو جريان را گزارش دادند وأو در پاسخ آنقدر خنديد كه شكمش را نگه داشت وفرداى آن روز عمر بن عبد العزيز زيد را قسم داد وسكينه را به أو بازگرداند .
هامش
النجّار بن ثعلبه بن عمرو بن الخزرج الأنصاري ] وليَ المدينة هو وأبوه قبله .
ابن حزم ، جمهرة الأنساب ، / 348
ونسب صاحب جمهرة الأنساب ( ابن حزم ) به اينان مىرسد
( 1 ) - [ نويسنده گويد : منظور از رجال قريش ، مردان اين طائفه نيستند بلكه اينان طبقهء خاصي از افراداجتماع آن روز مكة ومدينه وشام بودند كه نفوذ خاصي بر روى خلفا ودرباريان وواليان وصاحب منصبان داشتند وهم بهرهء خاصي از بيت المال مسلمين مىبردند چنانكه در كتب انساب با عنوان من رجال قريش از آنها اسم برده مىشود ، مثل :
- عثمان بن الزبير بن عبداللَّه بن الوليد بن عثمان بن عفّان من رجال قريش .
جمهرة الأنساب لابن حزم ، / 86
- قاسم بن عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بن عفّان [ . . . ] جلداً من رجال قريش .
جمل من أنساب الأشراف ، 8 / 386
- رجالات قريش ( مصعب بن زبير وعمرو بن سعيد بن عاص وابن عبدالرّحمان بن أبي بكر ) ] .
المحاسن والأضداد للجاحظ / 131
- فقال مروان : أنت يا حسن [ بن أمير المؤمنين عليهما السلام ] السّابّ رجال قريش ( معاوية ، عمرو عاص ، الوليد بن عقبة ، عمرو بن عثمان ، عتبة ، المغيرة ) .
مقتل الحسين للخوارزمي ، 1 / 120
اما كلام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دربارهء امام حسن وامام حسين عليهما السلام كه فرمود : « الحسن والحسين سيِّدي شباب أهل الجنّة » حسن وحسين سرور جوانان أهل بهشت هستند مانند دُر گران بها مىدرخشد .
( از كتاب مظلومه اى در تاريخ )