تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
هامش
قيامت بر آنچه دروغ بسته‌اند ، سخت مؤاخذه مىشوند . از اين لحاظ است كه وى از ولايت أمير المؤمنين وفرزندان معصومش عليهم السلام روى مىگرداند . ابن مطرف كناني به سند خود از اسماعيل‌بن ابىخالد نقل نموده كه از أو شعبى شنيده كه گفته [ است ] : « به خدا قسم على ابن ابىطالب وارد قبر شد وقرآن را حفظ نكرد . » كه ابن‌فارس از اين جسارت بر امام كه به فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه وآله : « منم شهر علم وعلى باب آن » اظهار تنفر كرده وگفته [ است ] : « واقعاً كلامي شرم‌آور دربارهء كسى است كه مىگويد : بپرسيد از من قبل از اين كه مرا نيابيد . بپرسيد از من كه هيچ آيه‌اى نازل نشد مگر اين كه مىدانم به شب بود يا روز ، در دشت بود يا كوه . » اين است شيوهء شعبى با أمير المؤمنين صلوات‌اللَّه عليه كه درحالى كه هيچ يك از مفسران وعلماى قرآن در معرفت حضرتش به زمان وشأن نزول وتأويل كتاب الهى ترديد نداشته‌اند وأحاديث بسيارى در جمع‌آورى قرآن توسط ايشان بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله وجود دارد ، أو علناً تهمت عدم حفظ قرآن را به ايشان برمىبندد . حالا ، ديگر طريقهء أو با ديگر افراد اهل‌بيت - أعم از زن ومرد - واضح است واگر هواپرستانه هرچه مىخواهد بگويد ، بر أو ايرادى نيست . دانستيم كه براساس مجاميع تاريخي وحديثي ، بانو سكينه چنان نبود كه به أمور ناپسند روى آرد وبه اعمال خلاف عفاف واخلاق تن دهد . همچنان كه شيوهء ائمهء أطهار عليهم السلام نيز دربارهء تهذيب وپرورش افراد خاندان خود به اين امر گواه است . به‌گونه‌اى كه تمامى آنان - جز افرادى كه نص صريح به انحرافشان وجود دارد - مقتداى مسلمين در تديّن وتقوا بودند . از اين‌رو سكينه خاتون هم به دور از عنايات أئمة عليهم السلام نبود ودر منظر ومرآى برادرش امام سجاد وبرادرزاده‌هايش حضرت باقر وصادق سلام‌اللَّه عليهم قرار داشت واز هدايت وپرورش آنان بهره مىجست . حال گو اين كه خلافت ظاهري وزعامت بر أمت را از آنان غصب نمودند ، اما آيا تسلط بر زنان وعائله‌شان را هم مىتوانستند از آنان سلب كنند ؟ درصورتى كه هر كس از مردم عادى قادر بر افراد تحت تكفل خود بود وآنان را از پرداختن به أموري كه كسر شأن أو است ، بازمىدارد . آيا اين معقول است كه امام زين‌العابدين عليه السلام خواهر مكرّمه‌اش را واگذارد تا به كارى پردازد كه در آن خفت وخوارى باشد ؟ حال آن كه به أبو خالد كابلى ، آن هنگام كه بر امام وارد شد ودر خانه را باز ديد وتعجب نمود ، فرمود : تعجب مكن ! خادمه‌اى ( از ما ) خارج شده ودر را نادانسته باز نگذاشته است . اما براي دختران رسول خدا صلى الله عليه وآله جايز نيست كه از خانه بيرون آيند ودر را ببندند . » آيا عاقلانه است كه بانوان خاندان امامت را اجازهء بستن در خانه نباشد ، به اين احتمال كه مبادا نگاه نامحرم بر آنان افتد - درصورتى كه محجوب به چادر ومقنعه بودند - اما مجاز باشند كه براي مردان أجنبي