هامش
مزيد بر آن كه أبو الفرج تصريح دارد كه : « مصعب بن زبير - شوى بانو سكينه به زعم أو - كارگزار برادرش در بصره بوده است . »
از اين رو وى به حجاز تسلطى نداشته [ است ] تا امام سجاد عليه السلام از وى بيم به خود راه دهد ( وبناچار بانو سكينه را به عقد أو درآورد ) . از طرف ديگر ، شرايط هم چنان نبود كه زبيريان به زور وستم ، سكينه خاتون را نزد خويش آورند ؛ زيرا در آن هنگام عواطف مردم نسبت به أهل بيت جريحهدار بود و ( بخصوص بعد از واقعهء كربلا ) هر كس به آنان قصد سوئى مىورزيد ، مبغوض ومطرود ديگران مىگشت .
حتى عبداللَّه بن زبير ( در أوايل امارت خود ) براي فريب دادن مردم وتحت تأثير قرار دادن شخصيتها ، در منبر خطابه دادِ مظلوميت سيدالشهدا را بلند مىساخت ؛ اما چون پايههاى حكومت را مستقر ساخت ، نهتنها از اين دغلبازى دست كشيد ، بلكه بر حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه وآله هم جسارت ورزيد وطي چهل نماز جمعه در خطبهء نماز بر ايشان صلوات نفرستاد . چون مردم بر أو اعتراض كردند ، پاسخ داد : « أو خاندانى بدطينت دارد كه اگر من به ذكر وى بپردازم ، شاد ومسرور مىشوند . حال آن كه دوست ندارم چشمانشان به اين امر روشن گردد . »
كما اين كه قبل از أو ، معاوية هم بر ساحت قدس رسول أكرم صلى الله عليه وآله اسائهء أدب نمود وچون صداى مؤذن را به شهادت به رسالت حضرتش شنيد ، گفت : « همت بلندى داشتى اى محمد ! بر خود نپسنديدى مگر اين كه نامت با نام خداى تعالى ذكر شود . »
اين كلام أو بيانگر ترديد وى در نبوت حضرت رسول صلى الله عليه وآله است .
حال آن كه اذان از احكام نازله از خداى عالميان است ونبي مكرّم نيز در دستورات شرع وغيره سخن از پيش خود نمىگويد .
سخن به هواي نفس نگويد * وجز بر أساس وحى خداوند لب به كلام نگشايد .
بگذريم ، سخن پيرامون مصعب بنزبير بود كه أبو الفرج اورا همسر بانو سكينه قلمداد مىكند ؛ در صورتي كه أو در سال 71 از هجرت در عراق به قتل رسيد . اين بيست وچهار سال قبل از شهادت زين العابدين بود . سكينه خاتون در مدت حيات خود در خانهء ايشان قرار داشت وبا ملاحظهء گريههاى شب وروز امام بر پدر مظلومش ، فرياد وشيون أو هم در سوگ پدر قطع نمىگشت وديگر حال وهوايى برايش باقي نمىماند تا شوهرى براي خود برگزيند . مزيد بر آن كه به حسب عفاف خاندان رسالت ، از بيرون آمدن از خانه نيز خوددارى مىورزيد .
از شواهد عظمت وجلالت خانهء امام سجاد عليه السلام - كه سكينه پروردهء آن است - مىتوان به واقعهء مدينه كه يكى از جنايات پليد يزيد است ، اشاره كرد . يزيد آن كسى است كه در طغيان كردن وستمكارى گوى سبقت را از همهء ناپاكان ربود وصريحاً در مجلس شام در برابر حضرت زين العابدين عليه السلام در ضمن اشعار