حسباناً منهم أنّ صاحب الأغاني ، ومن تقدّمه ، لا يرسل ما لا تعويل عليه . وعرفت بما أوضحناه أنّ هؤلاء كحاطب ليل ، لم يريدوا إلّاجمع أضغاث من هنا وهنا ، فألبسوها أطماراً من الظّنون والأوهام . « 1 »
المقرّم ، السّيّدة سكينة ، / 109 - 126 ، 127 - 129
هامش
( 1 ) - پيرامون ازدواج بانو سكينه عليها السلام
أبو الفرج أصفهاني ، صاحب « الأغاني » كه كينهء اهلبيت عليهم السلام در سراسر وجودش در جريان است ، از هيچ افترايى پيرامون اين بانوى عفيف خاندان عصمت پروا ندارد واز هر سخن ياوهگويى ، تهمتهايى را - كه سزاوار خود اوست - به سكينه خاتون وارد مىسازد . از جمله أو با اين تصور كه وى شهوت را از حد گذرانده تا بدانجا كه قواعد عرف وشرع را زير پا نهاده است ، از زبير بن بكار نقل مىكند كه أو شش همسر نموده كه حتى برخى از آنها همتا وهمشأن أو نيز نبودهاند .
كما اين كه از مصعب زبيرى آورده [ اند ] كه يكى از شوهران أو اصبغ بن عبد العزيز بوده [ است ] وپس از ازدواج به وى گفتند : « سكينه را سه شوهر قبل از تو بوده است . چون همسر تو شد ، شوى چهارمش محسوب مىشوى . پس بدان كه چون در زمينى بسيار كشت وزرع شود ، هم زمين حاصلخيزى خود را از دست خواهد داد وهم كشاورز زيانكار مىشود . »
اين است نفائس درون صندوقخانهء أبو الفرج كه آنها را از امراى آل محمد عليهم السلام به ميراث برده است ! حال آن كه خواننده به يقين مىداند كه پردهنشينان حرم رسالت پا از دايرهء عفاف بيرون ننهاده وحتى شرف وحيثيت را به قبول ازدواج بعد از همسران خود خدشهدار نساختهاند ؛ زيرا اين امر را منافى ارج وكرامت خويش مىدانستند . با داشتن همسرانى شايسته ، ديگران را بر آنان نمىگزيدند ؛ بويژه كه توجه داشتند بسيارى از خواستگاران همپايهشان نيستند ؛ چنانچه بسيارى از بانوان عرب را ملاحظه مىكنيم كه در سن جوانى شوهرانشان درمىگذشت وتا آخر عمر تن به وصلت نمىدادند . از جمله نقل شده است كه چون هدبة بن حشرم درگذشت ، زوجهاش بيني خود را بريد تا مردان به أو طمع نورزند .
بر همين أساس ، بانو رباب از ازدواج بعد از سيدالشهدا عليه السلام خوددارى ورزيد وگفت : « بعد از رسول خدا صلى الله عليه وآله براي خود پدرشوهرى برنمىگزينم . »
در اين صورت ، دختر اين بانو ، سكينه - سرآمد زنان باعفاف - سزاوارتر به اين أحوال است تا ديگر پردهنشينان . اما آن زبيرى را كينههاى درون بدانجا كشانده است كه شوهرانى متعدد وناشايست به اين خاتون نسبت دهد . آيا هيچ گمان مىرود كه دخت سرور پارسايان ، به حكم هواي نفس ، تن به اين پستى دهد ؟
علماى نسب وتاريخ بيان مىكنند كه همسر أول أو ، عبداللَّه أكبر مىباشد . أو فرزند امام مجتبى عليه السلام است كه با قاسم فرزند ديگر امام ، از يك مادر به نام رمله بوده ودر كربلا قبل از قاسم شهيد گشته است .