هامش
فرمود : أبنات رسول اللَّه سبايا يا يزيد ؟ » ؛ « آيا دختران رسول خدا را أسير مىكنند اى يزيد ؟ »
« فقال : يا ابنة أخي ! أنا لهذا كنت أكره » ؛ آن ملعون گفت : « اى برادرزاده ! من اينگونه كار ناستوده را مكروه مىشمارم . » 2
1 . [ تا اينجا قريب به مضمون اين مطلب در ناسخ التّواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 3 / 141 - 143 تكرار شده است . ]
( 2 - 2 ) [ اين مطلب در رياحين الشريعة ذكر نشده است . ]
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب عليها السلام ، 2 / 376 - 378 ؛ محلّاتى ، رياحين الشريعة ، 3 / 169
در « بحار الأنوار » از شيخ بن نما مروى است كه علي بن الحسين عليه السلام فرمود : « أدخلنا على يزيد ونحن اثنا عشر رجلًا مغلّلون ، فلمّا وقفنا بين يدي يزيد ، قلت : أنشدك اللَّه يا يزيد ! ما ظنّك برسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم لو رآنا على هذه الحالة » ؛ « ما را بر يزيد درآوردند درحالتى كه ما دوازده تن مرد بوديم كه بر ما غل بر نهاده بودند ، چون در حضور يزيد واقف شديم ، گفتم : سوگند مىدهم تورا به خداى ، چيست اى يزيد گمان تو بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اگر ما را بر اين حالت نگران شدى ؟ »
فاطمه دختر حسين سلام اللَّه عليها فرمود : « اى يزيد ! دختران رسول خداى أسير مىشوند ؟ »
پس مردمان بگريستند وأهل سراى يزيد گريان شدند ؛ چنان كه صداها به گريه بلند گشت . از آن پس أثقال ومتاع حسين عليه السلام را وزنان وآنان كه از أهل آن حضرت به جاى مانده بود ، بر يزيد درآوردند ، درحالتى كه ايشان را در ريسمان به هم بسته بودند . چون ايشان را در اين حال در حضور يزيد بازداشتند ، علىبن الحسين فرمود : « اى يزيد ! سوگند مىدهم تورا به خداى ، چيست گمان تو بر رسول خداى اگر ما را بر اين حال بديدى ؟ »
يزيد فرمان كرد تا ريسمانها را قطع كردند . آنگاه سر امام حسين عليه السلام را در پيش روى خود بگذاشت وزنان را از عقب خويش جاى ساخت تا بدان سر مبارك به نظاره نشوند .
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 198 - 199
در « اسرار الشهادة » مسطور است كه از آن پس كه زنان امام حسين عليه السلام را بر يزيد درآوردند ، زنان آل يزيد ودختران معاوية وأهل أو صيحه بركشيدند وولوله درانداختند وسوگوارى وماتم بهپاى داشتند . سر امام حسين عليه السلام در پيش روى أو بود . حضرت سكينه سلام اللَّه عليها مىفرمايد : « واللَّه ما رأيت أقسى قلباً من يزيد ولا كافراً ولا مشركاً شرّاً منه ولا أجفى منه » ؛ « سوگند به خداى ، هيچ كس را به سختى دل وقساوت قلب يزيد نديدهام وهيچ كافرى وهيچ مشركي را به شرارت أو نشناختهام وهيچ كس را به جفا وظلم أو نيافتهام » كه همى به سر مبارك نظر مىكرد واين شعر را :« ليتَ أشياخي ببدرٍ شهِدوا * جزع الخزرج من وقعِ العَسَل » 1قرائت مىنمود . پس از آن فرمان كرد تا سر مبارك امام حسين را بر باب مسجد دمشق نصب كردند .
و