تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
هامش
فيقول : اللَّهمّ إنِّي أصبحتُ اسبّحك وامجّدك واحمّدك واهلّلك بعدد ما أدير به سبحتي . عرض مىكرد : « اى پروردگار من ! صبح كردم در حالتي كه تسبيح مىكنم تورا وتمجيد مىكنم تورا وسپاس مىگذارم تورا وتهليل مىكنم به شمارى كه مىگردانم به دست سبحهء خويش را . » آن‌گاه سبحهء خود را به دست مىكرد ومىگرداند بي آن كه ذكرى به شمار تسبيح خواهد كرد 7 ومىفرمود : « اين حرزى است 8 مردم را تا گاهى كه به فراش خويش بازگردند . » وشامگاهان آن كلمات را أعادت مىكرد وسبحهء خود را در خوابگاه خويش در تحت بالين مىگذاشت ومىفرمود : « اين‌كردار به جاى گردانيدن سبحه به شمار مىرود . » هان اى يزيد ! من در اشتغال اين امر اقتدا به جدّ خويش مىكنم . » فقال له يزيد : لا اكلّم أحداً منكم إلّاويجيبُني بما يعوذُ به . « با هيچ تن از شما سخن نراندم جز آن كه مرا به پاسخ ، زبان در دهانم شكست . » وديگرباره يزيد آغاز سخن كرد . فقال : يا عليّ بن الحسين ! الحمد للَّه‌الّذي قتل أباك . فقال عليّ بن الحسين : لعنة اللَّه على من قتل أبي . گفت : « اى پسر حسين ! سپاس خداوندى را كه پدر تورا بكشت . » سيد سجاد فرمود : « لعنت خدا بر كسى كه پدر مرا بكشت . » وبا سيد سجاد دوازده تن به يك رشته بستهء احبال ومقيد اغلال 9 بودند . يزيد كه قتل سيد سجاد را بهانه طلب بود ، چون اين سخن بشنيد ، تمهيد غضب كرد وفرمان داد كه آن حضرت را گردن بزنند . فقال عليّ بن الحسين : فإذا قتلتني ، فبنات رسول اللَّه من يردّهم إلى منازلهم ؟ وليس لهم محرم غيري . فرمود : « اى يزيد ! چون مرا بخواهى كشت ، اين دختران رسول خدا را كه جز من محرم ندارند ، كدام كس به منازل ايشان كوچ خواهد داد ؟ » يزيد آن سورت 10 خشم را فرو خورد . فقال : أنت تردّهم إلى منازلهم . گفت : « تو ايشان را به منازل خويش كوچ خواهى داد . » وسوهانى طلب كرد وبه دست خود أوتاد وعقود جامعه را قطع وفصل داد واز گردن سيد سجاد برگرفت وگفت : « يا علي بن الحسين ! دانستى كه در تقديم اين امر چه اراده كردم ؟ » فرمود : « از بهر آن كه بيرون تو كس بر گردن من منتى حمل نكند . » گفت : « سوگند با خداى جز اين اراده نكردم . » آن‌گاه حكم داد تا احبال ديگران را نيز قطع كردند وهمگان را از بند رها ساختند . آن‌گاه فرمان كرد تا
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1041 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية