باشد ، هيچ مناسبتى ميان أو وفخر فروشى نيست . بعضي كلمهء فخر را منصوب به صورت مفعول معه روايت كردهاند .
( 3427 ) 427 - امام ( ع ) فرمود :
الْغِنَى وَالْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ ( 86361 - 86355 )
[ ترجمه ]
« مالدارى وتنگدستى ، پس از عرضه شدن بر خداست » .
[ شرح ]
( 86361 - 86355 ) مقصود امام ( ع ) آن است كه بىنيازى واقعي منوط به داشتن پاداش اخروى است وتنگدستى واقعي منوط به نداشتن آن است .
( 3428 ) 428 - از امام ( ع ) پرسيدند : بزرگترين شاعران كيست ؟ فرمود :
إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ - تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا - فَإِنْ كَانَ وَلَا بُدَّ فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ يريد إمرأ القيس ( 86425 - 86406 )
[ ترجمه ]
« آن گروه در يك رديف أسب تازى نكردهاند تا در پايان ربودن نى ، كمال آنها شناخته شود ، واگر ناگزير بايد برترين آنها تعيين شود ، پس پادشاه بسيار گمراه برتر است » .
[ شرح ]
( 86415 - 86406 ) مقصود امام ( ع ) امرؤ القيس است .
منظور آن است كه شاعران به يك سبك شعر نسرودهاند تا ميان آنها بالا وپايين تعيين شود بلكه هر كدام از آنها حالت مخصوصى دارند كه در آن حال شعر نيكو مىسرايند وذوق آنها به كار مىافتد ، يكى وقت نشاط ، وديگرى در هنگام ترس ، وآن ديگرى در حال خوشى وشادمانى شعر خوب مىسرايد . واز اين رو گفتهاند : بهترين شاعر عرب امرؤ القيس است وقتي كه سوار بر أسب باشد ، أعشى است آن گاه كه بخواهد وبا نشاط باشد ، ونابغة است وقتي كه بترسد .