تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤

[ ترجمه ]

« دورى كردن تو از كسى كه علاقه‌مند به توست ، باعث كم بهرگى توست ، وعلاقه‌مندى تو به كسى كه به تو بىاعتناست باعث ذلّت توست » .

[ شرح ]

( 86351 - 86339 ) امّا مطلب اوّل ، از آن روست كه دوستان زياد براي كمك بر اصلاح امر دنيا وآخرت باعث كمال بهره‌مندى مىباشند ، بنا بر اين دورى از ايشان باعث كم بهرگى است ، واز طرفي در برابر علاقهء دوستان ، ابراز علاقة ، خود فضيلتى است براي نفس ، بنا بر اين عدم علاقة باعث نقصان اين فضيلت است . امّا مطلب دوم ، بديهي است كه لازمهء علاقهء تو به كسى كه به تو اعتنايى ندارد ، خوارى وكرنش در برابر اوست . اين دو عبارت ، دو صغرا براي قياسات مضمرى هستند كه بدان وسيله از دورى نسبت به كسى كه علاقمند است ، وعلاقمندى نسبت به كسى كه از تو دورى مىورزد ، برحذر داشته است .

( 3426 ) 426 - امام ( ع ) فرمود :

مَا لِابْنِ آدَمَ وَالْفَخْرِ - أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَآخِرُهُ جِيفَةٌ - لَا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَلَا يَدْفَعُ حَتْفَهُ ( 86398 - 86381 )

[ ترجمه ]

« فرزند آدم را چه به فخر فروشى كه آغازش آب گنديده وآخرش مردار است ، نه روزى خود را مىدهد ، ونه مرگ را از خود مىراند » .

[ شرح ]

( 86398 - 86381 ) امام ( ع ) از جمع بين انسان وافتخار ، به صورت تعجّب پرسيده است ، وبه عدم مناسبت بين آنها وسيلهء قياس مضمرى اشاره كرده است كه مقدمهء صغراى آن ، جملهء اوّله . . . است ، وكبراى مقدّر آن چنين است : وهر كه چنين