با وفا مثلا انتظار راستگويى مىرود ) ومثل كسى كه روشش پاكدامنى است ، از أو بزرگوارى ، گذشت وبخشش ، راستى ودوستى وأمثال اينها نيز توقّع است ، وباز مانند كسى كه دلير باشد از أو انتظار عظمت رهبران وبردبارى وپايدارى مىرود ، وهمچنين كسى كه داراى صفاتى بر خلاف اينها از صفات رذيلة باشد [ از أو نيز انتظار صفات رذيلهء ديگر مىرود . ] .
( 3420 ) 420 - امام ( ع ) به غالب بن صعصعه پدر فرزدق در ضمن سخنى كه ميان آنان رد وبدل شد فرمود :
مَا فَعَلَتْ إِبِلُكَ الْكَثِيرَةُ - قَالَ ذَعْذَعَتْهَا الْحُقُوقُ يَا ؟ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ؟ - فَقَالَ ع ذَلِكَ أَحْمَدُ سُبُلِهَا ( 86292 - 86278 )
[ ترجمه ]
« شتران بسيارت را چه كردى ؟ عرض كرد : يا أمير المؤمنين ، حقوق مردم آنها را پراكنده ساخت ، آن گاه امام ( ع ) فرمود : « اين پراكندگى بهترين راه پراكنده شدن آنهاست . »
[ شرح ]
( 86292 - 86266 ) گفت وگويى كه ميان آنها ردّ وبدل شد از اين قرار بود : غالب كه پيرمردى بود وارد بر علي ( ع ) شد وپسرش همام فرزدق كه در آن روز پسر بچهاى بود به همراه وى بود ، أمير المؤمنين پرسيد : پيرمرد كيستى ؟ گفت : من غالب بن صعصعه هستم ، امام فرمود : همان صاحب شتران بسيار ؟ عرض كرد : آرى . فرمود : شترانت را چه كردى ؟ عرض كرد ، حقوق مردم آنها را پراكنده كرد ودگرگونيها وگرفتاريها آنها را از بين برد . آن گاه امام ( ع ) فرمود : اين پراكندگى بهترين نوع پراكندن آنهاست ، وفرمود : اين پسر بچه كيست ؟ عرض كرد : اين پسرم همام است ، يا أمير المؤمنين من به أو شعر وسخنان عرب را آموختهام ، اميد است كه شاعرى برجسته شود ! امام ( ع ) فرمود : به أو قرآن بياموز كه بهتر است . فرزدق همواره اين