دلاورى وكشندگى زهر مثل مىزنند .
( 81831 - 81826 ) 6 - وى برهاني اقامه نمىكرد تا اين كه نزد داور مىآمد ، واين مربوط به فضيلت عدالت است ، در اين كه هر چيزى را در جاى خود به كار مىبرد .
( 81845 - 81832 ) 7 - كسى را به خاطر عملي كه امكان عذرى در آن بود ، سرزنش نمىكرد ، مگر پس از اين كه به عذر آوردن أو گوش فرا مىداد ، پس اگر عذرى داشت مىپذيرفت . واين هم از لوازم عدل وداد ، وفضيلت پايدارى وتحمّل سختى است .
( 81853 - 81846 ) 8 - وى به خاطر تسليم بودنش به حكم الهى وتن دادن به رضاى پروردگار ، از بيماريى كه بر أو عارض مىشد ، گله نمىكرد ، بلكه شايد آن را پس از بهبودى ، به عنوان خبر ونه شكوه به ديگران نقل مىكرد ، أو بيمارى خود را از ديگران پنهان مىداشت تا باعث زحمت مردم نشود كه أو را عيادت كنند وبه زحمت بيفتند .
( 81864 - 81854 ) 9 - گفتار ورفتارش مطابق بودند واز دروغ وخلاف دورى مىكرد .
( 81874 - 81865 ) 10 - لجاجت ، جدال ومشاجره در گفتار نمىكرد ، وهر گاه در گفتار مغلوب مىشد سكوت اختيار مىكرد ، واين از فضيلت حكمت است ، چون موارد خاموشى وسخن را بخوبى مىدانست ، واز جمله فضيلت أو ، غلبهء وى بر خشم خود در وقت مشاجره است .
( 81884 - 81875 ) 11 - به شنيدن حريصتر بود تا سخن گفتن ، چون طرف فايده بردن را بر فايده رساندن ترجيح مىداد ، چه اوّلى مهمتر از دوّمى است وآن بخشي از فضيلت حكمت است .
( 81913 - 81885 ) 12 - واگر ناگهان دو عمل بدون سابقه از ذهنش مىگذشت ، مىانديشيد كه كدام يك شايستهتر است ، مثلا ازدواج كردن بهتر است يا نكردن ؟ فكر مىكرد :
كدام به هواي نفس وشهوت ، - مثل ازدواج - نزديكتر است ، پس با آن مخالفت مىكرد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 662
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٦٢