تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
عَلَى الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ - وَكَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ - وَكَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ - يَنْظُرُ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَخَالَفَهُ - فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَتَنَافَسُوا فِيهَا - فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا - فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ ( 81913 - 81765 )

[ لغات ]

( بدّ ) : غلبه كرد ( بدهه الامر ) : ناگهانى كارى پيش آمد ( أدلى بحجّته ) : برهانش را اقامه كرد ( نقع الغليل ) : عطش را فرو نشاند

[ ترجمه ]

« در زمان گذشته برادرى ديني داشتيم كه كوچك بودن دنيا در نظر أو باعث بزرگى أو در نظر من بود . أو زير سلطهء شكمش نبود ، چيزى را كه بدان دسترسى نداشت آرزو نمىكرد . واگر داشت زيادة روى نمىكرد ، در بيشتر اوقاتش ساكت بود ، واگر سخن مىگفت ، گويندگان را مغلوب مىكرد . وعطش پرسش كنندگان را فرو مىنشاند . ناتوان بود ، وبه ديگران هم ناتوان مىنمود ، امّا هر گاه وقت تلاش مىرسيد ، شير خشمگين ومار بيابانى پر از زهرى بود . تا نزد داور نمىآمد ، برهان اقامه نمىكرد ، وتا عذر كسى را به خاطر عملي كه امكان عذرى در آن بود ، نمىشنيد ، أو را سرزنش نمىكرد . واز دردى گله نمىكرد ، مگر وقتي كه بهبود مىيافت ، آنچه مىگفت انجام مىداد وآنچه نمىكرد نمىگفت : اگر در سخنگويى بر أو غالب مىشدند ، در خاموشى بر وى غلبه نمىيافتند . به شنيدن حريصتر بود تا به سخن گفتن . واگر ناگهان در برابر دو عمل قرار مىگرفت ومىديد كه يكى به خواهش نفس نزديكتر است ، با آن مخالفت مىكرد ، پس شما هم اين صفات را فرا گيريد ، وبه آنها علاقمند باشيد واگر نتوانستيد ، بدانيد كه گرفتن اندك بهتر از واگذاشتن بسيار است . »

[ شرح ]

( 81783 - 81768 ) ابن مقفّع اين بخش از سخنان امام ( ع ) را در كتاب أدب « 82 » ، خود ، نقل
هامش
( 82 ) نام كتاب ابن مقفّع « الأدب الكبير والأدب الصّغير » است - م .