اين كه به همهء أموال پرداخته بودند ، وكبراى مقدّر آن نيز چنين است : وهر چه را كه خدا ورسولش به جاى خود قرار داده باشند ، در اين عمل پيروى از آنها واجب است . واز اين رو به عنوان نتيجهء قياس ، امر كرد ، همان طورى كه خدا ورسولش قرار دادند ، تو نيز همان طور قرار ده ! كلمهء نسيانا منصوب است چون حال است ، ومكانا منصوب است چون تميز است .
( 3255 ) 255 - نقل كردهاند كه دو نفر را خدمت امام ( ع ) آوردند كه از بيت المال دزدى كرده بودند ،
يكى از آنها بردهاى بود كه متعلق به خود بيت المال بود ، وديگرى بردهء كسى بود ، امام ( ع ) فرمود :
أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَلَا حَدَّ عَلَيْهِ - مَالُ اللَّهِ أَكَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً - وَأَمَّا الْآخَرُ فَعَلَيْهِ الْحَدُّ الشَّدِيدُ فَقَطَعَ يَدَهُ ( 81404 - 81382 )
[ ترجمه ]
« امّا اين غلامي كه متعلق به بيت المال است حدّى ندارد ، در حقيقت بخشي از بيت المال بخشي از مال خدا را خورده است ، وامّا بر آن ديگرى بايد حدّ جارى كرد ، ودست أو را قطع كردند . »
( 81404 - 81382 )
[ شرح ] عرض النّاس
يعنى : ساير مردم . وامام ( ع ) به قياس مضمرى استدلال كرده است كه صغراى آن عبارت است از : پس آن مال خداست كه جزئي جزء ديگر را خورده است . وكبراى مقدّر آن چنين است : وهر كه اين طور باشد ، دست بريدن ندارد . وامّا آن كه دستش را بريدند ، مقدار نصاب از مال غنيمت را كه بايد نگهدارى مىشد ، دزديده بود كه هيچ حقي هم در آن نداشت ، وامّا اگر سهمى داشت ، اگر مقدار دزدى شده بيش از سهم أو ، ودر حدّ نصاب بود ، دستش بريده مىشد ، اگر نه ، دست بريده نمىشد .