تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥

[ ترجمه ]

« مردم در دنيا به دو گونه عمل مىكنند : يك دسته براي دنيا كار مىكنند ، كه آنان را دنيا به خود مشغول ساخته واز آخرت بازداشته است ، مىترسند فرزندانشان دچار تنگدستى شوند ، ولى خود را از تنگدستى در آخرت ، أيمن مىدانند . پس عمر خود را در راه تأمين سود ديگران مىگذرانند . ودستهء ديگر در دنيا براي آخرت كار مىكنند ، وبدون اين كه براي دنيا كار كنند آنچه از دنيا روزى آنان است مىرسد ، پس هر دو فايده را با هم جمع كرده وهر دو عالم را صاحب شده‌اند ، ونزد خدا آبرو دارند ، وهر حاجتي از أو بخواهند ، روا مىسازد » .

[ شرح ]

( 81250 - 81193 ) در اين زندگى دنيايى ، انسان ناگزير به انجام كارى است ، امّا كار عاقل يا به سود دنيا ويا غير دنيا يعنى آخرت است ، پس در اين صورت مردم دو دسته‌اند : به دستهء اوّل در مقام مذمّت با اين جمله اشاره فرموده است : « قد شغلته دنياه . . . غيره » ومعناى اين جمله آن است كه انسان از ترس تنگدستى فرزندانش پس از خود ، سرگرم تحصيل دنيا مىگردد ، وعمر خود را در سودى كه با خيالش عايد ديگران مىشود ، مىگذراند ، وخود نيز از بزرگترين فقر در آخرت نمىترسد ، وخيرات براي خود باقي نمىگذارد ، واين گمراهى آشكارى است . وبه دستهء دوّم در مقام ستايش با اين عبارت اشاره كرده است : وعامل . . . فجاءه الّذى له من الدّنيا يعنى : روزى وأمثال آن كه در لوح محفوظ براي أو مقدّر شده است . امّا عبارت : « بغير عمل » يعنى : براي دنيا ، زيرا عمل به مقدار ضرورت از اعمال دنيا ، در حقيقت عمل براي دنيا نيست ، بلكه عمل براي آخرت است ، ومقصود بالعرض از دنيا همين است وبدين وسيله است ، هر دو بهره را از دنيا وآخرت به دست آورده است ، در دنيا با قناعتي كه در زندگى دارد ، ودر آخرت با نتيجهء اعمالش ، كامياب مىگردد ، وآبرومندى در نزد خدا وبلندى مرتبه‌اش در مورد آمادگى براي أطاعت خدا باعث پذيرش دعا وأجابت خواسته‌هاى أو مىگردد .