ما يجعل الجدّ الظّنون الّذى * جنّب صوب اللجب الماطر
مثل الفراتى إذا ما طما * يقذف بالبوصىّ والماهر « 76 »
امام ( ع ) مىفرمايد : هر گاه تو - مثلا - بيست دينار از كسى طلبكار بودى ، وأو از تو گرفته وكنارى گذاشته است بدون اين كه در آن تصرّفى بكند ، وتو گمان مىكنى كه اگر از أو طلب كنى ، به تو پس مىدهد ، پس اگر يازده ماه بر آن گذشت وشب اوّل ماه دوازدهم را ديدند ، زكات آن پول بر تو واجب است .
اللّجب ، در شعر أعشى يعنى ابرى كه صدادار وبا غرّش است . مقصودش از « فراتى » همان فرات است ، وياء براي تأكيد مىباشد ، چنان كه در شعر ديگرى است : « والدّهر بالانسان دوّارى » يعنى : دوّار است . واحتمال مىرود كه منظورش رود منسوب به فرات باشد . وبوصىّ نوعي از كشتيهاى كوچك ( زورق ) است . وماهر يعنى : شناگر . مقصود شاعر آن است كه نبايد آن چاهى را كه ترديد است آيا آب دارد يا نه - به دليل دورى شباهت - به فرات در وقت طغيانش تشبيه ومقايسه كرد . واين شعر همچون ضرب المثلى است براي ناهمسانى بخيل با شخص كريم .
( 4007 ) 7 - در سخن امام آمده است ، وقتي كه لشكرى را بدرقه مىكرد ، وبه ميدان جنگ مىفرستاد :
اعْزِبُوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ ( 80659 - 80655 )
[ ترجمه ]
« از ياد زنها تا مىتوانيد كناره گيرى كنيد . »
هامش
( 76 ) قرار نيست چاهى كه معلوم نيست آب دارد يا نه واز ريزش باران صدادار ، دور است ، مانند آب فرات به هنگام طغيان زورق وشناگر ماهر را از پا در آورد .