تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
امام ( ع ) كلمهء مستهزء را از چنان كسى استعاره آورده است . ( 79357 - 79337 ) 5 - هر كه دل به دنيا ببندد ، دلش در بند سه چيز گرفتار شده است . دليل رابطه با آن سه چيز به خاطر حرص وآزمندى به دنياست ، چون حبّ دنيا باعث كوشش وتلاش در طلب دنيا وجمع‌آورى مال دنيا مىگردد ، واز طرفي به دست آمدن دنيا مشروط به وسايل مقدور وغير مقدور براي بندگان خداست . وأسباب مقدور هم گاهى غير مقدور مىشوند ، با اين كه وجود دارند اما به دليل اين كه مربوط به عوامل زياد ويا دشوارى هستند ، خود دشوار وغير ممكن مىگردند ، ناگزير بيشتر أوقات فرآهم آوردن ، غم واندوه مىگردد ، روزى هست وروزى نيست به علاوة نگهدارى دنيا ، بيم از دست رفتنش وحرص به دست آوردن از راههاى مختلف ، وآرزوى زياد در راه كسب سود وداد وستد وعمران آبادىاش همهء اينها باعث اندوه است . امام ( ع ) با عبارت : يدركه ، هم به طول اين اندوه اشاره فرموده وهم از آن برحذر داشته است .

( 3214 ) 214 - امام ( ع ) فرمود :

كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً وَبِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً ( 79367 - 79361 )

[ ترجمه ]

« در اهميت قناعت همين بس ، كه خود نوعي سلطنت است ونيك خلقي كه ناز ونعمت است » .

[ شرح ]

( 79367 - 79361 ) امام ( ع ) كلمهء ملك را استعاره براي قناعت آورده است ، زيرا نتيجهء پادشاهى بىنيازى از مردم وبرترى بر آنهاست ، وكاميابى وقناعت اين نتايج را در پى دارد . وهمچنين لفظ نعيم را استعاره از نيك‌خويى آورده است از آن رو كه هر دو باعث كاميابىاند .