[ لغت ]
( انتضال ) : تيرانداختن
[ ترجمه ]
« انسان در دنيا هدف تيرهاى مرگ است ، غارت شدهاى است كه درد وبلاها به جانب أو شتابانند با هر آشاميدنش گلوگير كردنى وبا هر لقمهاى غمهايى همراه است . هيچ كس به نعمتي نمىرسد مگر به قيمت جدا شدن از نعمت ديگرى وروزى از عمر خود را استقبال نمىكند مگر با جدا شدن از روزى ديگر از عمر خود ، پس ما خود به مردنها كمك مىكنيم ونفوس ما در معرض نابوديهاست ، پس از كجا ما به جاودانگى اميدوار باشيم در صورتي كه اين شب وروز براي كسى حرمت قائل نشدند مگر اين كه زود از آن حالت به ويران كردن ساختهها وپر كردن جمع آوردههاى خود پرداختند » .
[ شرح ]
( 78530 - 78523 ) اين فصل خوبى از پند وموعظه است ومشتمل بر هشت جمله مىباشد .
1 - كلمهء غرض را از آن رو براي انسان استعاره آورده است كه خود انسان مقدمات مرگ ومردنها ووسايل آن را از قبيل بيماريها وعوارض كشنده ، فرآهم مىآورد . وصفت تيراندازى را براي اين عمل انسان از آن جهت آورده است كه گويى مرگها خود تير بلاها را مىاندازند .
( 78534 - 78531 ) 2 - كلمهء نهب را به جاى منهوب ( غارت شده ) از آن جهت استعاره آورده كه مصيبتها به سرعت آدمي را فرا مىگيرند .
( 78544 - 78535 ) 3 - اين عبارت : مع كل جرعة . . . غصص را كناية آورده است از : درهم شكستن لذايذ دنيا به وسيلهء رويدادها وبيماريهايى كه با آنها آميخته ومخلوط مىشود .
( 78552 - 78545 ) 4 - بندهاى به نعمتي نمىرسد مگر با از دست دادن نعمتي ديگر زيرا نعمت درست همان لذّت است وهر وسيلهاى كه باعث لذّت شود ، خود نمىتواند نعمت باشد . وبديهي است كه نفس آدمي ممكن نيست كه در دنيا در