دارد . زيرا ناگزير بايد از اندوختهء خود جدا شود ، وآنها به دست وارث وديگران مىافتد ، پس در اين صورت أو به منزلهء خزانهدارى است ، از اين رو كلمهء خازن را براي وى استعاره آورده است واين عبارت به منظور پرهيز دادن از بخل ورزيدن نسبت به زيادى ثروت از مقدار حاجت است » .
( 3179 ) 179 - امام ( ع ) فرمود :
إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَإِقْبَالًا وَإِدْبَاراً - فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَإِقْبَالِهَا - فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِيَ ( 78630 - 78613 )
[ ترجمه ]
« دلهاى انساني ، خواستهها واقبال وادبارى دارد ، پس آنها را از راه خواستهها واقبالشان وأدار به كارى بكنيد ، زيرا اگر دل را به زور وأدار كنند ، پذيرا نخواهد بود » .
[ شرح ]
( 78630 - 78613 ) مقصود امام ( ع ) از اقبال مايل بودن واز ادبار بىميلى به دليل افسردگى وأمثال آن است . امام ( ع ) دستور داده است تا نفوس را در راه شايسته از نظر فكر وانديشه به كار ببرند ، وموقع تمايل وعلاقة به كارى از آنها استفاده كنند ، زيرا اين استفاده به موقع باعث نشاط قواى نفساني وكمك وهمكارى با نفس مىگردد .
واز واداشتن نفوس بر كارى با نفرت وبىميلى از آن به وسيلهء قياس مضمرى نهى كرده است كه صغراى آن جملهء فانّ القلب إذا اكره عمى ، است . يعنى وأدار ساختن نفس به انديشه در بارهء چيزى ، موقعى كه به دليل خستگى يا ناتوانى وأمثال آن ، نفرت از آن دارد ، باعث فزونى ناراحتى ونفرت مىگردد ، ودر برابرش مانعى از وهم وخيال به وجود مىآيد نمىگذارد آنچه را كه انديشيده است وبايد درك كند ، دريابد ، هر چند كه واضح وروشن باشد گويى كور است . واز اين رو صفت أعمى را براي نفس استعاره آورده است . امّا كبراى مقدّر آن نيز