28 - جمع كردن بين ترس از مرگ واقدام نكردن به اعمال شايسته كه باعث نجات أو از موارد ترس وبيم حال مرگ وپس از آنند .
29 - معصيت ديگران را بزرگ ومعصيت بالاتر از آن را از خود كوچك مىشمارد ، وهمچنين أطاعت وبندگى خود را از خدا بزرگ مىشمارد ، امّا همان عبادت را از ديگران ناچيز به حساب مىآورد . وهمين باعث سختگيرى نسبت به ديگران در كارهايشان وسهل انگارى نسبت به كار خويش مىگردد .
30 - هرزه گويى با توانگران نزد أو محبوبتر از ذكر خدا با مستمندان است ، واين به لحاظ زيادى محبت به دنياست .
31 - در آنچه ميل باطنىاش مىكشد - هر چند كه نادرست باشد - به سود خود وبه زيان ديگران قضاوت مىكند در صورتي كه به زيان خود وبه سود ديگران - هر چند كه حق باشد - حكم نمىكند واين خود ستمكارى است .
32 - جمع كردن بين راهنمايى ديگران از طريق سخنان هدايتگر وبين گمراهى خود در عمل ، يعنى عمل گمراهان را مرتكب مىشود . ولازمهء چنين رفتارى آن است كه ديگران از أو پيروى كنند وأو نافرمانى خدا را كند .
33 - حق خود را از ديگران كامل مىگيرد اما خود حق خدا وحق مردم را كامل نمىدهد .
34 - جمع كردن ميان ترس از مردم در راه غير خدا ( يعنى در كارى كه براي خدا نيست ) وبين نترسيدن از خدا در بارهء خلق خدا كه در مورد أول لازم مىآيد كه مردم را به قيمت خشم خدا خشنود سازد ، ودر مورد دوم خدا را به وسيلهء آنچه باعث خشم مردم است غضبناك كند . وبيشتر اين عبارات از نظر علم فصاحت بر أساس تقابل وتضاد وردّ العجز على الصّدر است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 559
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٥٩