پايبندى به يك مذهب ومرام كناية آورده است .
5 - آنان از پرتو دانش روشنى نمىگيرند ، يعنى ايشان در تاريكى جهل به سر مىبرند .
6 - وآنان به پايهء استوارى پناه نجستهاند ، پايه استوار ، كناية از عقايد بر حق ويا دليل وبرهاني است كه در دفع گرفتاريهاى آخرت بشود بر آنها تكيه كرد .
( 77531 - 77506 ) نكته سوّم - در ستايش دانش وبرترى آن بر ثروت از چند جهت :
1 - دانش صاحب خود را از گرفتاريهاى دنيا وآخرت نگهدارى مىكند ، امّا مال را صاحبش حفظ مىكند ، وامتياز روشنى در فضيلت ومنفعت است بين آنچه پاسدار صاحب خود باشد وبين آنچه به پاسدارى صاحبش نيازمند است .
2 - دانش با خرج وصرف وفايده رساندن به علاقمندانش فزونى مىيابد ورشد مىكند ، چون عالم ، خود نيز ضمن تعليم ومذاكره ، متذكّر شده وفراموش نمىكند ، وآنچه را نمىداند استنباط مىكند ، امّا مال با خرج وصرف وانفاق به ديگران كاهش مىيابد .
3 - بخشش مال يعنى نيكى كردن به وسيلهء مال ودارايى با از بين رفتن ثروت از بين مىرود اما احسان به علم به خاطر بقاى علم ، باقي وجاويد است . صنيع بر وزن فعيل به معنى مفعول است .
( 77579 - 77532 ) 4 - آشنايى با دانش ، خود ديانت است . يعنى تحصيل دانش خود روش ديندارى است . وقبلا هم روشن شد كه علم أصل وريشه ديانت است .
5 - انسان به وسيلهء علم در زندگى دنيا مردم را تحت فرمان آورده ونام نيك پس از مرگ را كسب مىكند كه اين دو از جمله فضايل خارجي علمند .
6 - حاكم بودن دانش ، نسبت به ثروت ، ومغلوب ومحكوم بودن ثروت نسبت به آن ، يعنى دخل وتصرّف علم در راه به دست آوردن مال وانفاق آن ، تنها
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 547
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٤٧