نيستند . آن گاه هر قسمي از اقسام سه گانه را به صفتي وابسته ساخته است .
دسته أول - عالم ، را به صفت ربّانى - منسوب به پروردگار متعال ، بر خلاف قاعده وبر غير قياس ، نسبت به رب ، رباني - وصف نموده است ، يعنى عالمي كه با پروردگارى خدا آشنا وعارف به خداى تعالى است ، الف ونون را براي مبالغه در نسبت زياد كردهاند . خداوند مىفرمايد !
كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
« 49 » . بعضي گفتهاند : از آن جهت به اين نام ناميده شدهاند كه دانشهاى كوچك را پيش از علوم سطح بالا به دانش آموزان ، تعليم مىدهند ونيز گفته شده است كه چون آنان علم را اصلاح مىكنند واز خطا واشتباه مبرّا مىسازند .
دستهء دوم : دانشجو كه امام ( ع ) أو را به صفت در راه نجات بودن وصف كرده است . چون علم وسيلهء نجات ورستگارى در عالم آخرت است ودانشجو در راه تحصيل علم ، در حقيقت در راه نجات حركت مىكند تا به وسيلهء دانش بدان هدف نهايى برسد .
دستهء سوم - عوام وساده لوحانند كه امام ( ع ) آنان را با چند صفت تعريف كرده است :
1 - كلمهء همج ، مگس خرد را به جهت حقارت وبىارزشى براي آنان استعاره آورده است .
2 - آنان را به ساده لوح بودن وتازهكارى ، معرفى كرده است . زيرا اين دو صفت ممكن است از ناداني سرچشمه گرفته باشد .
3 - پيرو هر صدايى بودن ، به ملاحظه شباهت داشتن به گوسفندان در غفلت وناداني .
4 - با اين توصيف كه آنان با هر بادي روانند ، از ناتوانى ايشان در ثبات
و
هامش
( 49 ) سورهء آل عمران ( 3 ) آية ( 79 ) يعنى : خداشناس باشيد .