تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
واز پزشكان داروى دردشان را خواستى ، امّا فرداى آن روز دانستى كه دارويت شفا بخش نبوده ، وگريه‌ات براي ايشان بىفايده بود ودلسوزىات به هيچ كدام از آنها سودى نداد ، وبه آنچه برايشان مىخواستى نرسيدى ، ونتوانستى به نيروى خود بارى از دوششان بردارى ودنيا اين را براي تو نمونه قرار داد وبه خاك افتادن آنان را آيينه به خاك افتادن تو ساخت . براستى كه دنيا براي كسى كه راست باشد منزل درستى وراستى است وبراي كسى كه دريافت درستى از آن داشته باشد خانهء ايمنى است . وبراي كسى كه از آن بهره بگيرد خانهء ثروتمندى است وبراي كسى كه پند گيرد منزل پند است ، مسجد دوستان خدا وعبادتگاه فرشتگان الهى ومحل فرود آمدن وحى خدا وتجارتخانهء اولياى خداست ، كه در آن رحمت خدا را كسب كنند ، وسودشان بهشت است . پس چه كسى دنيا را مذمّت مىكند ، در حالي كه دنيا أو را از جدايى خود مطلّع ساخته واز مفارقتش به صداى بلند آگاه نموده ، از نيستى خود وأهل دنيا خبر داده ، وبراي آنان به وسيلهء گرفتاريهاى دنيايى از گرفتارى پس از مرگ مثل زده ، وهمچنين به وسيلهء شادى خود ، آنان را به شادى اخروى مشتاق نموده است . شب دنيا با عافيت فرا رسيد وروزش با غم واندوه براي ايجاد رغبت وترساندن وبيم دادن وبرحذر داشتن ، افرادى در فرداى پشيمانى آن را مذمّت كنند ، وگروهى در روز قيامت آن را ستايش كنند كه دنيا به آنان يادآورى كرد ، آنان هم ، متذكّر شدند ، ودنيا به آنان گفتنيها را گفت : وايشان باور كردند ودنيا به ايشان پند داد وآنها پند گرفتند . »

[ شرح ]

( 76986 - 76953 )

عبارت : ايّها الذّام . . . غرّتك

سرزنش آدمي بر فريب خوردن از دنيا وبا اين حال نكوهش كردن آن است ودروغ دانستن ادّعاى فرد سرزنش كننده كه أو خود مجرم است ، با پرسش از أو كه چه وقت دنيا تو را شيداى خود كرده است ؟ با استفهام انكارى وتوبيخى أو بدان ، مطلب را مورد تأكيد قرار داده است با پرسش ديگر كه گول خوردنش از دنيا به كدام وسيله بوده است ، آيا از خاكى كه پدرانش در آن دفن شده‌اند ويا آرامگاههاى مادرانش ، واين سخن از باب دست