تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
بر رازي از رازهاى نهفته غير ممكن بود بنا بر اين سالكان إلى اللّه چون گرفتاريهاى آخرت را با مقايسهء گرفتارى در دنيا ، مشاهده كرده‌اند براي نجات از آن مىكوشند واز طرفي چون شادى آخرت را از روى شادى دنيوي نگريستند ودانستند كه ميان آنها تفاوت زيادى است ، وبه دست آوردن آن برترين جز با دور انداختن اين پست‌ترين ، امكان ندارد ، رأى درست آنان اين بود كه شادى گذرا را به شادمانى جاويد بفروشند . 6 - شبش با سلامتى وروزش با اندوه وغم است . اين مطلب كناية از دگرگونى سريع حالات دنيا وتغييرات آن از آسايش به سختى واز تندرستى به بيمارى است . وامام ( ع ) اين كارها را به دنيا نسبت داده است زيرا دنيا وسيله وسبب اينهاست ، وچون امام ( ع ) اين افعال اختياري را به دنيا نسبت داده است ، براي دنيا هدفى نيز از اين كارها منظور كرده كه همان تشويق مردم به طرف خدا وترساندن آنان از دنيا مىباشد . آن گاه ، به دليل نكوهش كسى كه دنيا را مذمّت مىكرد ، اشاره كرده است ، يعنى پشيمانى كساني كه در گرفتن توشهء تقوا از دنياي خود براي آخرت ، كوتاهى كرده‌اند ، واين كوتاهى را به فريبكارى دنيا نسبت داده‌اند كه اين سخن آنان همان طورى كه امام ( ع ) بيان داشته ، سخنى بيهوده است ، ( 77134 - 77121 ) وبعد به علل ستايش كسى كه دنيا را ستوده اشاره فرموده است كه آن سه علت به شرح زير است . 1 - ياد آورى دنيا به ايشان ، از بين رفتن خود را واين كه بعد از آن ، سر منزل دائميى وجود دارد كه بايد براي آنجا كار كرد ، آنان آنچه را كه دنيا يادآورى كرده ، متذكر شده وبه كار بسته‌اند . 2 - سخن گفتن دنيا راجع به اين مطلب ، تا اين كه آنان باور كردند ومورد تصديق قرار دادند . 3 - پند دادن دنيا ايشان را به عبرتهاى خود ، به حدّى كه آنان پند گرفته‌اند .