تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
امّا مقدمه سوم - چون يقين به استحقاق خداوند براي أطاعت وتسليم مستلزم تصديق وپذيرش چيزهايى است كه از جانب خدا توسط پيامبر ( ص ) رسيده كه عبارت از لزوم فرمانبردارى وأطاعت اوست بنا بر اين پذيرش از روى يقين همان تصديق به اوست . اما مقدّمهء چهارم - زيرا تصديق خداوند در جهت وجوب أطاعت همان اقرار به وجود خداست . اما مقدمه پنجم : چون اقرار واعتراف به وجوب وضرورت امرى ، مستلزم آن است كه شخص اعتراف كننده آنچه را كه بدان اعتراف دارد ، انجام دهد ، بنا بر اين اقرار سبب الزام به انجام عمل خواهد بود . اما مقدّمهء ششم : عبارت از اين است كه انجام عمل ، خود عملي است ، زيرا انجام أطاعت واجب ولازمى را كه براي خدا اقرار واعتراف داشته چيزى جز عمل نمىباشد . نتيجه‌اى كه از رده بندى اين قياسات به دست مىآيد ، اين است كه اسلام همان عمل بر طبق فرمان خدا وبراي اوست ، واين معنى ، تفسير وتعريف اسلام به خاصّه‌اى « 42 » از خواص آن است همان طورى كه قبلا گذشت .

( 3116 ) 116 - امام ( ع ) فرمود :

عَجِبْتُ لِلْبَخِيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِي مِنْهُ هَرَبَ - وَيَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِي إِيَّاهُ طَلَبَ - فَيَعِيشُ فِي الدُّنْيَا عَيْشَ الْفُقَرَاءِ - وَيُحَاسَبُ فِي الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِيَاءِ - وَعَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِي كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً - وَيَكُونُ غَداً جِيفَةً - وَعَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِي اللَّهِ وَهُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ - وَعَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَهُوَ يَرَى الْمَوْتَى - وَعَجِبْتُ لِمَنْ
هامش
( 42 ) تعريف به خاصه ، احتمالا همان خاصهء مركبه ، مورد نظر است كه دو يا سه ويژگى معرّف را در تعريف مىآورند . مثل اين كه در تعريف خفّاش بگوييم : طاير ولود . وممكن است منظور رسم منطقي باشد كه مركب از جنس وعرض خاص است - م .