تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
أَنْكَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى - وَهُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى - وَعَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَتَارِكٍ دَارَ الْبَقَاءِ ( 76807 - 76733 )

[ ترجمه ]

« در شگفتم از مرد بخيلى كه به سوى فقرى مىشتابد كه از آن گريزان است ، واز آن طرف غنايى را مىجويد كه از دست مىدهد ، پس در دنيا مانند مستمندان زندگى مىكند ، ودر آخرت همچون توانگران حساب پس مىدهد . در شگفتم از گردنفرازى كه ديروز نطفه‌اى بود ، وفردا مردارى مىشود ، ودر شگفتم از كسى كه در وجود خدا ترديد دارد با اين كه آفريدگان خدا را مىبيند ، ودر شگفتم از كسى كه مرگ را فراموش كرده است در حالي كه مردگان را مىبيند ، ودر شگفتم از كسى كه عالم آخرت را منكر است ، در صورتي كه أو پيدايش نخستين خود را از نطفه مىبيند ، ودر شگفتم از كسى كه خانهء نيستى وفنا را آباد مىسازد وخانهء هستى وبقا را رها مىكند . »

[ شرح ]

( 76756 - 76733 ) امام نسبت به شش چيز شگفت‌آور اظهار تعجب مىكند ، وهدف وى از اين كار ، برحذر داشتن از بديهاى آنهاست : 1 - شخص بخيل ، كه سه كار أو را شگفتىآور دانسته است : اوّل اين كه أو بخل مىورزد از ترس اين كه اگر بخشش كند سرانجام دچار فقر شود . وزفتى واستفاده نكردن أو در حال حاضر ، خود عين فقر وبيچارگى است پس بدان وسيله به طرف فقرى شتافته است كه از ترس آن به جانب بخل گريخته بود . دوم آن كه أو با بخل خود در پى توانگرى است ، در صورتي كه بخل دائمي باعث تنگدستى حاضر ونفى كنندهء بىنيازى وى وضدّ آن است . پس آنچه را أو وسيلهء توانگرى مىپنداشت نابود كنندهء توانگرى است . سوم آن كه وى در دنيا همانند تنگدستان - به خاطر استفاده نكردن از