رو در روى مرد مىايستد وبر أو اعتراض مىكند ، وحرام داشتن چيزى كه خدا حلال نموده است وخشم نسبت به چيزى كه خدا بدان راضى است ، اعتراض بر خدا وناگزير نوعي كفر است .
( 3115 ) 115 - امام ( ع ) فرمود :
لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي - الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَالتَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ - وَالْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَالتَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ - وَالْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَالْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ ( 76729 - 76700 )
[ ترجمه ]
« اسلام را آن چنان معرفى كنم كه پيش از من كسى معرّفى نكرده است :
اسلام عبارت از تسليم شدن وتسليم ، باور كردن ، وباور كردن ، پذيرفتن ، وپذيرفتن ، همان اعتراف واقرار است ، واعتراف ، آمادگى براي انجام عمل است ، وانجام عمل ، خود عمل صالح است . »
[ شرح ]
( 76729 - 76700 ) اين قياس به نام قياس مفصول است كه مركب از چند قياس ونتايج آنها درهم ضميمه شده است نتيجهء قياس اوّل آن است كه اسلام همان باور كردن است ، ودوّم : باور همان پذيرفتن است وسوّمى آن است كه پذيرش همان اقرار است . ونتيجة چهارم آن است كه اقرار ، انجام عمل است . ونتيجة پنجمى آن لازم بر ملزوم ، امر وأضحى است .
اما مقدّمهء نخست : از آن رو كه اسلام عبارت از ورود در قلمرو أطاعت خداست ، ولازمهء آن تسليم بودن به خدا وچون وچرا نداشتن با اوست ، وصدق است كه انجام وظيفة همان عمل است .
اما مقدّمه دوم - چون تسليم حق بودن تنها از راه باور داشتن شايستگى خداوند مطاع ، براي تسليم وى بودن است ، پس باور داشتن آن شايستگى از لوازم تسليم بودن به خداوند است وصدق بر آن از باب صدق لازم بر ملزوم است .