يَا ؟ نَوْفُ ؟ إِنَّ ؟ دَاوُدَ ع ؟ قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ - فَقَالَ إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ - إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً - أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَهِيَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ وَهِيَ الطَّبْلُ - وَقَدْ قِيلَ أَيْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ - وَالْكُوبَةَ الطُّنْبُورُ ( 76008 - 75915 )
[ لغات ]
( بكالى ، به كسر باء ) : منسوب به بكاله نام روستايى از روستاهاى يمن است ( رامق ) : ناظر ، بيدار ( عريف ) : كسى كه با مأمور دولت همكارى مىكند وراز مردم را به أو مىگويد
[ ترجمه ]
« اى نوف ! خوابى يا بيدار ؟ عرض كردم : يا أمير المؤمنين بيدارم . فرمود : اى نوف خوشا به حال پارسايان دنيا كه به آخرت دل بستهاند ، آنان كساني هستند كه زمين را فرش ، وخاك زمين را بستر ، وآب آن را نوشيدنى گوارا قرار داده وقرآن را پيراهن ودعا را جبّه خويش ساختهاند ، وبه اين ترتيب به روش حضرت مسيح ( ع ) دنيا را از خود دور كردند .
اى نوف ، داود در اين وقت شب از جا بلند شد وگفت : اين ساعتي است كه در آن ساعت بندهاى درخواست نمىكند مگر اين كه روا مىگردد . جز آن كسى كه عشر بگير ، يا خبرچين حكومتيان ، گزمه وفراش حكومتى ، يا نوازنده ساز ( تار وتنبور ) ويا دهل زن باشد » . ( بعضي گفتهاند : عرطبه يعنى دهل ، وكوبه يعنى تار وساز ) .
[ شرح ]
( 75946 - 75892 ) بيرون رفتن امام ( ع ) در آن وقت به همان جهت است كه از حضرت داود ( ع ) نقل كرده است ونيز از آن رو كه وقت آزادى است براي توجه وانديشيدن در بارهء آفرينش آسمانها وآراستگى آنها ، سپس پارسايان در دنيا را با شش ويژگى به منظور پيروى ديگران از آنان معرفى فرموده است :