تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

[ لغات ]

( ضباء ) : تيره‌اى از أولاد قهر بن مالك بن نضر بن كنانه بود . ( سدول ، جمع سدل ) : چيزى كه بر كجاوه آويزند . ( تململ ) : بر خود پيچيدن از شدّت درد واندوه . ( سليم ) : مارگزيده . ( وله ) : غم زياد .

[ ترجمه ]

« اى دنيا ! اى دنيا ! از من دور شو . آيا خود را به من مىنمايانى ؟ وخواهان من هستى ؟ آن هنگام نزديك مبادا ! هيهات ! مرا به تو نيازى نيست شخص ديگرى را بفريب ! من تو را سه طلاقه كرده‌ام كه از آن راه بازگشتى نيست ! پس زندگانى تو كوتاه وارزش تو اندك وآرزوى تو ناچيز است . آه از كمي توشه ، ودرازى راه ودورى سفر وسختى منزلگاه » .

[ شرح ]

( 74942 - 74883 ) اين مرد [ ضرار ] از أصحاب امام ( ع ) بود . وقتي كه پس از شهادت آن حضرت بر معاوية وارد شد ، معاوية به أو گفت : على را براي من توصيف كن . أو گفت : مرا از اين كار معاف بدار . معاوية گفت : به خدا سوگند كه بايد اين كار را بكنى ، اين بود كه ضرار اين مطالب را گفت ، معاوية به قدرى گريست كه ريشش از أشك چشم تر شد . علي ( ع ) دنيا را به صورت زنى مىديد كه خود را آراسته وطورى خود را بر أو عرضه مىكند تا به وصالش برسد در حالي كه براي وى [ علي ( ع ) ] ناخوشايند بود . پس امام ( ع ) خطاب به أو ، چنين مىگفت : وإليك : از أسماء افعال است يعنى : دور شو ، وعنّى متعلّق به چيزى است كه معناى فعل را دارد . واستفهام امام ( ع ) در عبارت : آيا خود را به من مىنمايانى ، وخواهان من هستى ؟ استفهام انكارى ونيز نوعي بىارزش ساختن دنيا ودور شمردن موافقت خود با خواستهء آن است . ( 74945 - 74943 )

ولا حان حينك !

يعنى : آن وقت نزديك مباد ! يعنى هنگام فريب خوردن من