أصول ايمان واشاره به فروع آن وپس از آن به نتايج آن فروع است . وچون كفر نقطهء مقابل ايمان است وشك نيز با ايمان تقابلى از نوع تقابل عدم وملكه دارد ، به أركان وأصول كفر وفروع وشاخههاى شك اشاره فرموده است تا ايمان را بدان وسيله واضح وروشن سازد . زيرا هر چيزى به ضد خود بيان مىشود امّا ايمان ، مقصود امام ( ع ) ايمان كامل است كه داراى يك أصل وچند كمال است كه به وسيلهء آن كمالات ايمان به تمام وكمال مىرسد . بنا بر اين أصل ايمان ، عبارت است از تصديق وباور داشتن وجود آفريدگار بزرگ ، با همهء صفات كمال وأوصاف جلال وبدانچه كتابهاى الهى نازل گشته وابلاغ گرديده است . وكمالاتى كه ايمان به وسيلهء آنها كامل مىگردد ، عبارتند از سخنان مطابق با واقع وراست واخلاق پسنديده وعبادات ، بنا بر اين أصل ايمان وشاخههاى تكميل كنندهء آن ، همان كمال نفس آدمي است ، زيرا نفس آدمي داراى دو نوع قوّه علمي وعملي است وكمال آن نيز به كمال اين دو بستگى دارد . پس أصل ايمان كمال قوّهء عملي است ومتممهاى آن ، يعنى اخلاق پسنديده وعبادات ، كمال قوّهء عملي است .
اكنون با توجّه به مقدّمهء بالا : چون أصول وپايههاى فضايل اخلاقى كه باعث كمال ايمانند چهار تا يعنى حكمت ، عفّت ، شجاعت وعدالت است ، امام ( ع ) بدانها اشاره كرده وكلمهء « دعائم » را از آن رو كه وجود ايمان كامل - مانند پايههاى خانه - بدانها وابسته است ، از آنها استعاره آورده است ، واز حكمت تعبير به يقين فرموده است . حكمت داراى دو بخش است . حكمت علمي ، كه همان كامل ساختن قوهء نظري وفكرى به وسيلهء تصوّر أمور ، وتصديق به حقايق نظري وعملي است به قدرى كه در توان آدمي مىباشد ، واين بخش از حكمت را در صورتي حكمت مىگويند كه اين كمال با يقين برهاني براي نفس حاصل شده باشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٣٢