تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
واو حاليه است .

( 3021 ) 21 - امام ( ع ) فرمود :

مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ - وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ ( 73636 - 73625 )

[ لغات ]

( فلتة ) : كارى كه بدون انديشه سر بزند ( صفحة الوجه ) : ظاهر چهره

[ ترجمه ]

« كسى چيزى را در دل پنهان نمىكند مگر اين كه در بين سخنان نينديشيده از رنگ رخساره‌اش آشكار مىگردد » .

[ شرح ]

( 73636 - 73625 ) چون انسان مطلب مهمى از قبيل دشمنى ، كينه ويا دوستى ونظاير اينها را در دل پنهان مىدارد وپديده‌هاى زبانى عبارت از نوعي وجود نفساني ووسيلهء اظهار آن است ، براي شخص ممكن نيست به طور كامل آنچه در دل دارد مخفى نگه دارد ، زيرا رعايت اين پنهانكارى تنها براي عقل ميسر است تا بر طبق مصلحتى كه مىبيند آن را پنهان دارد ، امّا عقل گاهى به يك كار مهم ديگرى سرگرم واز مراقبت بر پنهان داشتن غفلت مىورزد ، در نتيجة خيال ، آن را از دست عقل مىربايد ودر ضمن سخنان بىانديشه بر زبان مىآورد ، وهمين طور ، چون تصورات وأمور نفساني ريشهء آثار ظاهري انسان مانند زردى ترس وسرخى شرم مىباشند ، بعضي از أمور پنهانى را نمىشود از آثار ظاهري در رنگ چشم وصورت جدا كرد ، گواه بر اين مطلب تجربه است .

( 3022 ) 22 - امام ( ع ) فرمود :

امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ ( 73644 - 73640 )

[ ترجمه ]

« با دردى كه دارى به سر ببر ، تا وقتي كه درد با تو همراه است » .