تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بىباك را به دلاورى ، مىستايند ، وهم‌چنين ، آدم پررو وبىحيا را به داشتن ظرفيّت وخوش‌خويى معرّفى مىكنند . وچه بسا كه روآوردن دنيا به ايشان نيز باعث آمادگى آنها براي كسب كمالات نفساني وملكات برجسته‌اى مىگردد كه - هر چند آنان قبلا شايستگى براي هيچ يك از اينها را نداشتند - اين كمالات صفات خوبى براي افراد پيش از آنها بوده است . واحتمال دارد كه مقصود از اين نيكوييها ، خوبيهاى دنيوي از قبيل مركب سواري ، لباس ، شكوه وحسن سياست وتدبير باشد ، واين مطلب روشنى است . عارية بودن اينها نيز به اعتبار ناپايدارى اينهاست . وهم‌چنين وقتي كه دنيا - بر حسب فرآهم آمدن وسايل بدبختى - بر گروهى پشت كند ، در برابر چشم مردم بد جلوه كنند ، به طورى كه اگر فردى از آنها داراى فضيلتى هم باشد ، مردم آن فضيلت را انكار وأو را بر خلاف آن معرّفى كنند ، اگر در دنيا پارسا باشد ، أو را به ريا وسمعه « 10 » نسبت دهند ، واگر خوش‌خوى باشد به سبكى وبىحيايى معرّفى كنند ، واگر شجاع ودلير باشد أو را به بىباكى وديوانگى نسبت دهند . واين برگشت دنياست كه در حقيقت خوبيهاى خود را از آنان سلب كرده است ، چه بسا كه بدين وسيله شخص داراى فضيلت آمادهء رها كردن ويك سو نهادن فضيلت شود ومتخلّق به خوبى مخالف آن گردد ، به حدى كه به طور كلى فضيلت از أو رخت بربندد .

( 3005 ) 5 - امام ( ع ) فرمود :

خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ - وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ ( 73367 - 73355 )
هامش
( 10 ) ريا ، يعنى تظاهر به عملي براي اين كه مردم ببينند ، سمعه نوعي از ريا است كه صاحب عمل مىخواهد آوازه‌اش به گوش مردم برسد - م .