تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
كه روزى وى نيست محال است كه نصيب أو بشود ، به همان دليلي كه بيان كرديم . ( 72610 - 72596 ) 3 - به وى آگاهى داده است كه روزگار دو روز است : روزى كه به سود اوست وآن روزى است كه منافعى چون لذّت وكمالات دارد ، وروزى كه به زيان اوست وآن روزى است كه براي أو زيانهايى همچون درد وگرفتارى وپيامدهاى آن را همراه دارد . وهمين است معناى اين كه دنيا خانه‌اى است كه دست به دست مىگردد ، همان طورى كه خداوند متعال فرموده است :
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ
« 1 » . ( 72625 - 72611 ) 4 - أو را آگاه ساخته است بر اين كه آنچه از خوبى دنيا سهم أو باشد با همهء ناتوانىاش هر چند چيز گرانى باشد به أو مىدهند ، به خاطر اين كه از علم خداوند گذاشته است كه به أو برسد وهمچنين آنچه از شر دنيا به أو مربوط باشد ، هر چند توانمند باشد ، نمىتواند آن را از خود دفع كند . از ناتوانى وتوانايى ياد كرده است تا بفهماند كه تمامى أمور وهمهء روزيها مربوط به مدبّر داناست ، اوست كه تمام اينها را افاضه مىكند وبه وجود آورندهء وسائل همه وناظم وجود تمامى اينها اوست ، قسمت كنندهء كمالات وبخشندهء كمال خير ويا شر به كسى به مقدار استعدادش ، اوست گاهى موجود زنده‌اى ناتوان است در صورتي كه روزى فراوان نصيبش مىگردد . وهمين ناتوانىاش يكى از أسباب زمينه‌ساز براي زيادى روزيش مىشود ، وبه عكس گاهى نيرومند است امّا همين نيرومندى يكى از وسايل محروميتش مىگردد . وخداوند ما فوق همه است وبر همگان احاطه دارد وأو روزى دهنده وبسيار تواناست .
هامش
( 1 ) سورهء آل عمران ( 3 ) آية ( 140 ) يعنى : واين روزگار را به اختلاف أحوال ميان مردم مىگردانيم .