تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
به وجه شبه آن با عبارت : يبهظه . . . عليه اشاره كرده ، با اين توضيح كه معاوية در امر خلافت بسيار كوشا بود امّا در راه به دست آوردن آن سرگردان ، وچون علم به نتيجهء تلاش خود نداشت ونمىدانست كه نتيجة كأرش خوب است ، يابد ، بىباكانه در پى آن مىرفت ، همانند شخص ايستادهء سرگردان در يك كار كه از ايستادن زياد ، خسته شده ونمىداند كه چرا ايستاده است . ( 72697 - 72674 ) آن گاه امام ( ع ) به اين مقدار از تشبيه براي معاوية راضى نشده ، بلكه از باب مبالغه در غفلت وسرگردانى معاوية وفرو رفتن أو در لاك خويش ، مىگويد : « ولست به » يعنى تو همانند أو نيستى وأو در شباهت نسبت به تو أصل نيست بلكه أو شبيه تو است ، يعنى براستى تو در اين تشبيه أصل مىباشى . سپس ، سوگند ياد كرده است كه اگر نبود بعضي جهاتى كه بنا بر آنها مىخواهم تو بمانى ، يعنى براي ملاحظه پاره‌اى مصلحتها نبود هر آينه ضربات كوبنده [ از طرف امام ( ع ) ] به أو مىرسيد كه مقصود از آن سختيهاى جنگ است ، واين كه سختيهاى آن استخوان را درهم مىشكند وگوشت را مىزدايد ، كناية آورده از شدّت وسختى جنگ . ( 72715 - 72698 ) آن گاه به عنوان سرزنش به أو خبر داده كه شيطان أو را از بازگشت به كارهاى نيك ، يعنى سر در خط فرمان امام ( ع ) نهادن وترك فتنه وآشوب وهمچنين از اين كه به سخن پندآميز گوش فرا دهد مانع شده است واين سخن نوعي فراخواندن معاوية است به اين اعمال كه وى به دليل وسوسه ومنع شيطان تركشان كرده است . توفيق در دست خداست .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 387 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم