تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
كند ، همان طورى كه قبلا شرح داستان گذشت . ( 71043 - 70973 ) آن گاه امام ( ع ) توجّه داده است بر اين كه همان تأسّف وناراحتى كه در سخنان خود بيان كرد ، علّت تامه سرزنش كردن وواداشتن آنان بر جهاد است ، واگر آن نبود ، با وجود خود دارى وسستى آنان ، ايشان را به حال خود وامىگذاشت . سپس كارى را كه دشمن با آنها كرده ودستيازى دشمن به شهرهايشان وفريبكارى آنها را گوشزد كرده است تا بدان وسيله غيرت آنها را برانگيزاند ، از آن روست كه پس از اين سخنان ايشان را به پيكار با دشمن برانگيخته واز زمينگير شدن وسهل انگارى نهى كرده است ، وبه دليل پيامدهايى از قبيل ، تن به پستى دادن وبازگشتن به خوارى وذلّت ، وگرفتار فرومايگى شدن ، آنان را از خوددارى از جنگ برحذر داشته است وسرانجام بر اين مطلب توجه داده است كه هر كس أهل جنگ باشد ، بيدارتر است ، كناية از اين كه بلند همّت‌تر است ، زيرا لازمهء آن كم خوابى است . ونيز آنان را از دون همّتى وسستى در جهاد برحذر داشته است ، چه لازمهء آن ، خمودى آنان وآسودگى از مقاومت در برابر دشمن وطمع بستن دشمن بدانهاست .