تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
حضرت وهمچنين عمار در صفين بروشنى آن را بيان كردند ، زيرا خود آن بزرگوار مىفرمود : به خدا قسم آنان مسلمان نبودند بلكه اظهار اسلام كردند ، ولى در باطن كفر را مخفى داشتند همين كه يارانى پيدا كردند كفر خود را اظهار نمودند . واو در والظاهر ، واو حاليه است عبارت : لا نستزيدهم يعنى ما از آنها ايمان بيشترى نمىخواستيم ، زيرا آنها به ظاهر ايمان كامل داشتند . در شرح داستان ، امام ( ع ) يگانگى را كه در أمور نامبرده ما بين آنها وجود داشت ، كه با وجود آنها اختلاف روا نبود بيان كرده است تا حجت تمام شود . امام ( ع ) مسألهء مورد اختلاف يعنى شبههء خون عثمان وپاسخ از آن را به طور اجمال ، از آن يگانگى استثنا كرده است آن گاه راه وروش صحيحتر در نظام اسلامى ودر أمان بودن مسلمين ، وخيرخواهى وهمفكرى با آنها وخوددارى ايشان از پذيرفتن پيشنهاد وى تا رسيدن به نتيجهء مذكور را نقل كرده است . حرف باء در جملهء : باطفاء النّائرة متعلّق به جملهء نداوى ما لا يدرك است يعنى : آنچه را كه پس از رويداد جنگ قابل جبران نيست ، وكشتار ونابودى مسلمانان كه امكان تلافى ندارد . ( 70374 - 70326 )

عبارت : وقالوا : بل نداويه بالمكابرة ،

نقل قول آنهاست به صورت زبان حال ، وقتي كه آنها را به سر وسامان دادن امر دين ، از طريق بازگشت از راهى كه مىرفتند دعوت كرد ، ولى آنان نپذيرفتند وبر جنگ وستيز پافشارى كردند . لغت جنحت را از باب مجاز واطلاق اسم مضاف يعنى جويندگان حرب بر مضاف اليه يعنى جنگ به كار برده است . ولفظ نيران ( آتش ) را استعاره براي عمليات جنگى آورده است ، از آن رو كه آتش وعمليات جنگى هر دو باعث اذيّت ونابودى هستند ، وكلمهء : وقد ( برافروختن ) ، وهم چنين كلمات حمس ( استوارى ) ، تضريس ( دندان انداختن وگاز گرفتن ) ، ووضع المخالب ( چنگ انداختن ) را از باب ترشيح به كار برده است . آن گاه جريان بازگشت آنها به نظر امام ( ع ) را كه قبلا به آنان پيشنهاد كرده