تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
ايشان گردد . وبا عبارت : فانّ . . . مقتله ، بر اين مطلب توجه داده است كه يك نوع زدن با دست كه به آن وكز يعنى زدن با تمام كف دست ، مىگويند ، گاهى باعث قتل مىشود ، واحتمال قتل در آن حتمي است . ( 69539 - 69513 ) بيست وششم : از خود پسندى واعتماد به چيزى كه أو را به خود پسندى بكشاند وهمچنين از دوست داشتن ستايش زياد ، برحذر داشته است . دو مورد آخرى باعث دوام خودپسندى وريشهء آنند . واز هر سه مورد با عبارت : فانّ ذلك . . . المحسنين ، أو را بر حذر داشته است : جملهء : وفي نفسه ، متعلق به « أوثق » است . دو احتمال در اينجا وجود دارد : 1 - چون خود پسندى از موارد هلاكت است ، نيكى نيكوكاران ، با وجود آن بىفايده است بنا بر اين اگر شيطان فرصتى به دست آورد ، وخود پسندى را براي انسان جلوه دهد وأو هم باور كند هر چه احسان كرده ، بتمام از بين مىرود . 2 - شخص خودپسند - هر كس هر احسانى هم نسبت به أو كند - احسان تلقى نمىكند ودر نتيجة خودپسندى وى باعث ناديده گرفتن احسان كسى مىشود كه به أو نيكى كرده است . وچون منشأ خودپسندى ، شيطان است ، نابود كنندهء نيكى نيكوكاران نيز ، شيطان خواهد بود ، از اين رو ، امام ( ع ) اين عمل را عمل شيطانى دانسته ودورى از آن را لازم شمرده است . ( 69587 - 69540 ) بيست وهفتم : از سه صفت ناپسند أو را بر حذر داشته است : 1 - از منّت گذاردن بر سر رعيت در برابر احسانى كه به آنان مىكند . 2 - بزرگ جلوه دادن كارى كه در بارهء مردم انجام داده است ، يعنى احسانى را كه نسبت به مردم كرده است بيش از آنچه هست به خود نسبت دهد . 3 - مبادا به مردم وعده‌اى بدهد كه وفا نكند . آن گاه وى را از منّت‌گذارى بر حذر داشته است با اين عبارت : فانّ المنّ يبطل الاحسان ( زيرا منّت گذارى نتيجهء احسان را از بين مىبرد ) واين سخن