تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
الهى باعث آن شود كه پيمان را به ناحق ناديده بگيرد . ودر اين مورد با عبارت : فانّ صبرك . . . آخرتك أو را وأدار به استقامت وپايدارى كرده است ، وآن عبارت به منزلهء صغراى قياس مضمرى است . ومقصود امام ( ع ) از پيامد آن ، همان كيفر الهى است كه به دنبال دارد ، ومقصود از بازخواست ، همان بازخواست نسبت به وفاى عهد در روز قيامت است ، ومنظور از منحصر بودن راه ، به بازخواست از پيمان كناية از پايبندى بدان است ، ومتّصف كردن بازخواست بر اين كه ، در دنيا وآخرت راهى براي عفو از پيمان شكنى ندارى ، به اين منظور است كه در مقابل آن بازخواست ، نه دنيايى در كار است كه راهى داشته باشى وبه اميد خير دنيا باشى ، زيرا آن روز دنيايى وجود ندارد ، ونه راه آخرتى هست ، زيرا در آخرت جز براي كارهاى خوب راه پذيرشى نيست . وهر كسى كه مورد بازخواست الهى واقع شود ، خير قابل قبولى در آخرت ندارد . وبعضي ، « تستقيل » با ياء روايت كرده‌اند : يعنى تو راه بازگشت از آن بازخواست وپيامد ناروا را ندارى ، نه در دنيا ونه در آخرت . ( 69414 - 69408 ) بيست ودوم : أو را از آلودن دستش به خونها وخونريزى به ناحق ، يعنى از قتل نفس برحذر داشته است ، وبا دو دليل زير أو را از اين كار بيم داده است : ( 69436 - 69415 )

1 - عبارت : فانّه . . . حقّها

كه خود مقدمهء صغراى قياس مضمرى است به اين ترتيب : زيرا خونريزى به ناحق ، نزديكترين انگيزه براي فرا رسيدن عذاب خدا ، ومهمترين سبب مجازات وبالاترين موجب از دست دادن نعمت ، وكوتاهى دوران حكومت وعمر انساني است . بديهي است كه خون به ناحق مهمترين علت براي هر سه مورد است ، از آن رو كه باعث توجّه وانگيزش مردم بر نابودى قاتل شده وموجب نزول خشم خداوند براي أو مىگردد ، چون قتل بزرگترين نوع مصائب ، نفرت انگيز است ، وكبراى مقدّر نيز چنين است : وهر چه آن چنان باشد دورى جستن از آن واجب است .