تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
همين است ، وتمام اينها باعث سستى از نبرد وضعف در ايستادگى در برابر دشمن مىگردد . صغراى قياس سوم : جمله : يزيّن لك الشره بالجور است ، توضيح آن كه مصلحت از نظر آدم حريص ، جمع آورى مال ونگهدارى آن است ، واين خود باعث تجاوز از طريق ارزشمند عدالت وانصاف است . كبراى مقدّر در هر سه قياس چنين است : هر كس چنان باشد مشورت خواهى از أو روا نيست . آن گاه با قياس مضمر ديگرى وى را از هر سه گروه بر حذر داشته است ، كه با صغراى آن اشاره به ريشهء صفات ناپسند هر سه دسته ، يعنى تنگ نظري ، ترس وحرص نموده تا آنها را بشناسد ودر نتيجة از صاحبان آنها دورى كند ، يادآور شده است كه آنها غريزه‌هايى يعنى خويهاى گوناگون هستند كه از يك ريشه نشأت گرفته وعايد نفس مىشوند وبه سرانجامى مىرسند كه همانا بدگمانى به خداست . توضيح آن كه ريشهء سوء ظن به خدا ، ناآشنايى با خداست زيرا كسى كه ناآگاه است خدا را از جهتي كه أو بسيار بخشنده ودهندهء همهء نيكيها به كسى است كه از راه أطاعت فرمان أو قابليت يافته است ، نمىشناسد ودر نتيجة به خدا بدگمان است ، واين كه خداوند چيزى را كه بنده بذل وبخشش كرده ، جبران نمىكند ، بنا بر اين با جلوه دادن تنگدستى أو را از بذل وبخشش باز مىدارد ، وبا خوى پست تنگ‌نظرى هم‌سو مىسازد ، وهمچنين شخص ترسو خدا را از نظر لطف وعنايتى كه به هستى بندگان خود دارد ، نشناخته ، ونسبت به راز مقدّرات أو ناآگاه است ، بنا بر اين به خدا بدگمان است وأو را نگه دار خود از نابودى نمىداند ، ونگران مرگ است واين حالت وى را از اقدام به جنگ وأمثال آن باز مىدارد كه اين خود لازمهء خوى ناپسند ترس است وهمچنين حريص خدا را از دو جنبهء ياد شده نشناخته ونسبت به أو بدگمان است وعقيدة دارد كه اگر
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 246 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم