يا با سخن گفتن در بارهء كارى كه أو انجام نداده است ، باعث خوشحالى نشوند ، ودر نتيجة أو را وارد در جمع نكوهش شده در آيهء مباركهء :
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ
« 4 » نكنند . واز ستايش زياد أو را بر حذر داشته است . به وسيلهء قياس مضمرى كه صغرايش عبارت : فانّ كثرة الاطراء . . . الغرة است وپيوند ستايش با صفات ناپسند ياد شده ، روشن است . وكبراى مقدّر چنين است : هر چيزى كه آن چنان باشد اجتناب از آن ضروري است .
( 67029 - 67000 ) 3 - أو را از اين كه نيكوكار وبدكار در نزد وى يكسان باشند ، نهى كرده وبه دليل پيامد بد اين كار أو را از چنان عملي در ضمن قياس مضمرى برحذر داشته است كه صغراى آن عبارت : فانّ ذلك . . . الإساءة مىباشد ، وراز مطلب آن است كه بيشتر كارهاى نيك به خاطر پاداش نيك آن است به خصوص از فرمانروايان كه چنين انتظارى دارند وميل دارند كه آنان از ديگران مقامشان بالاتر باشد وبه خاطر آن همه زحمات ومشكلاتى كه دارند خوشنامتر باشند . وهر گاه نيكوكار مقام خود را با مقام ومنزلت بدكار يكسان ببيند ، اين خود باعث انصراف أو از نيكى وانگيزهاى براي رويگردانى از رنج وزحمتش خواهد بود ، وهمين طور چون بيشتر كساني كه بدكارى را ترك مىكنند تنها از ترس حاكمان است وبه خاطر اين است كه مبادا در نظر آنها تنزّل مقام پيدا كنند ، در صورتي كه اگر بدكاران مقام خود را با نيكوكاران همسان ببيند ، بيشتر در مقام انجام وظيفة كوتاهى خواهند كرد . كبراى مقدّر قياس چنين است : وهر چه باعث از بين بردن نيكوكارى وتشويق به بدكارى گردد ، سزاوار اجتناب است .
سپس امام ( ع ) در تأييد فرمان خود مىفرمايد : نيكوكار وبدكار بايد خود را در معرض نيكى وبديى كه سزاوار آنند ، بدانند وبراي نتيجهء عمل خود آماده
هامش
( 4 ) سوره آل عمران ( 3 ) آية ( 188 ) يعنى : دوست دارند كه مردم به أوصاف پسنديدهاى كه در آنها وجود ندارد آنان را ستايش كنند .