اعتقاد دارند كه حاكم به آنها نياز دارد واز آنها مىترسد .
6 - اگر والى چيزى به آنها ندهد ، ديرتر از تودهء مردم ، عذر حاكم را پذيرايند : يعنى اين كه اگر حاكم در كارى از آنها معذرت خواهى كند ، آنها كم گذشتترند ، به اين اعتقاد كه آنها از ديگران برترند ودادن حقوق بر آنها واجب ولازم وحق آنهاست .
7 - آنان به هنگام سختيهاى روزگار ، كم صبرترند ، به خاطر عادتي كه به رفاه وآسايش دارند ، ونسبت به آنچه از مال دنيا در دست دارند ناراضى وبىتابند .
اما ويژگيهاى تودهء مردم :
1 - آنان ستون دينند ، لفظ عمود ( ستون ) را به اعتبار برپايى دين به وجود آنها مانند استوارى خانه به ستون ، استعاره از تودهء مردم آورده است .
2 - تودهء مردم ، همان تودهء مسلمانانند ، زيرا آنها هستند كه اكثريّت جامعه را تشكيل مىدهند .
3 - آنان به دليل زيادى جمعيّت ، نيرويى در برابر دشمنانند ، ونيز از آن رو كه هم ايشان در آن زمان أهل كارزار بودند .
واين ويژگيها براي هر دو دسته ، خود انگيزهاى براي جلب محبّت تودهء مردم ، ومقدم داشتن آنها بر جلب نظر خواص است ، وبه همين دليل امام ( ع ) أو را مأمور به همراهى وهمدلى با تودهء مردم فرموده است .
( 66801 - 66752 ) يازدهم : امام ( ع ) دستور داده است بر اين كه ، دورترين ودشمنترين فرد رعيّت در نزد أو ، كساني باشند كه بيشتر در پى عيبجويى ديگرانند ، وبر ضرورت اين مطلب با اين عبارت : فانّ في النّاس . . . سترها هشدار داده است . وچون فرمانروا از هر كسى سزاوارتر به عيبپوشى مردم است ، پس نبايد عيبهاى پوشيدهء مردم را برملا كند ، واين هم ممكن نيست مگر با از بين بردن سخنچينان ودور
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٤٤