وانحراف معاويّه از راه خدا واضحتر از آن است كه نيازى به توضيح داشته باشد .
( 63756 - 63755 ) دوم : پرده دريده بودن معاوية ، اين مطلب مشهور است كه معاويّه خود پردهء دين خدا را دريده ونسبت به دين خدا بىاعتنا وبىبند وبار بود ، شبنشينى وهمنشينانى در بيهودگى وهرزهگرى وباده گسارى وآوازه خوانى داشت ، البتّه در زمان عمر ، از ترس أو ، اين كارها را پنهان مىداشت ، تنها جامهء ابريشمى وحرير مىپوشيد واز ظروف طلا ونقره استفاده مىكرد ، امّا در زمان عثمان ، بىشرمى را به نهايت رساند ، موقعى كه در برابر حضرت علي ( ع ) قيام كرد به خاطر احتياج به گمراه سازى وفريب مردم به وسيلهء تظاهر به ديندارى ، ابهّت ووقارى تصنّعا به خود گرفت .
( 63759 - 63757 ) سوم : در مجلس خود شخص بزرگوار را به زشتى وپستى مىكشاند ، توضيح اين كه ، كريم كسى است كه خويشتندار باشد وخود را از پستيهايى كه باعث بىآبرويى است بركنار دارد ، در صورتي كه مجلس معاويّه پر از افراد بنى اميّه وآكنده از زشتيهاى آنها بود ، وهمنشينى هر شخص بزرگوار با آنها باعث ارتباط آن نيكنام با آنها واختلاطش بدانها بود ، واين خود سبب پستى وبدنامى أو مىشد .
( 63763 - 63760 ) چهارم : معاوية در مصاحبتها ، هر شخص بردبار را به گمراهى مىكشانيد ، توضيح آن كه رسم أو وهمهء بنى أمية ناسزا گويى به بني هاشم وتهمت زدن بدانها ونام بردن از اسلام ، ونيش زدن به آن بود ، هر چند كه در ظاهر خودشان را وابسته به اسلام مىدانستند ، امّا اين خود از جمله چيزهايى بود كه انسان بردبار را ناراحت مىكرد وانديشهء أو را به هنگام آميزش با آنان وشنيدن سخنان آنها ، متزلزل مىگرداند وبه تيرگى وبىخردى مىكشاند .
( 63792 - 63764 ) اين سخن امام ، كه عمرو عاص از روش معاويّه پيروى مىكند ، كناية از ،
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٤٠